تبليغاتX
حجاب.پوشش.عفت.غیرت ایرانی و ناموس پرستی.

حجاب.پوشش.عفت.غیرت ایرانی و ناموس پرستی.

مذهب .شیعه.ولایت فقیه و پوشش و حجاب اسلامی ...

دو برادر غیرتی؛ 

خیلی با نمکن؛

انشاالله بعضی‌ها یاد بگیرند !!

 سه گروه هرگز داخل بهشت نمی شوند:
1- کسی که نسبت به عفت و ناموس خود بی تفاوت است
2- زنی که خود را در لباس و حرکات و امور دیگر شبیه مردان می سازد.
3- شراب خوار
امام محمد باقر (علیه السلام
)

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت23:8توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

علما و نخبگان دینی، چهره‌های مذهبی و بسیاری از کارشناسان امور اجتماعی چادر را برترین حجاب زن مسلمان می دانند ولی در جامعه امروزی ما آنچه از چادر در اذهان عمومی شکل گرفته تصویر نادرستی است که  فیلمهای سینمایی و تلویزیونی، تابلوهای تبلیغاتی، مجامع قضایی و برخی بدسلیقگی ها و سوء استفاده ها از چادر ایجاد کرده اند.

 چادر-متهمان زن

رهبر معظم انقلاب در مورد حجاب زنان فرموده اند: "من می‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه ‏ی ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد. اگر واقعاً بنای تحرک و کار اجتماعی و کار سیاسی و کار فکری باشد، لباس رسمی زن می‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.

البته می‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستی آن مرز را پیدا کرد. بعضی ها از چادر فرار می‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتی غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار می‏کنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمی‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می‏ دهد!"

نگاهی گذرا به فیلمهای سینمایی این باور را برای مخاطب ایجاد می کند که زنان چادری مومنانی هستند که اغلب با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می کنند و در سریالهای تلویزیونی نقشهایی را برعهده دارند که در مقایسه با سایر زنان از سواد، وجهه و سطح زندگی اجتماعی پایین تری برخوردارند. همچنین در دادگاه ها متهمین و مجرمین را مجبور به استفاده از حجاب چادر می کنند.

یکی از کج سلیقگی های فرهنگی در کشور ما چادر بر سر متهمان کردن در محاکم و به تصویر کشیدن آنها با این پوشش است. جنایت یا اتهامی مانند زنا، مفسده، خیانت، محاربه و... رخ می دهد که یکی از متهمان زن است و ظاهرا نقشی در مجادله یا عاملیت جرم داشته است و همه منتظرند او را ببینند؛ ناگهان در روز محاکمه زنی چادر به سر در دادگاه حاضر می شود.

علما و نخبگان دینی، چهره‌های مذهبی و بسیاری از کارشناسان امور اجتماعی چادر را برترین حجاب زن مسلمان می دانند ولی در جامعه امروزی ما آنچه از چادر در اذهان عمومی شکل گرفته تصویر نادرستی است که  فیلمهای سینمایی و تلویزیونی، تابلوهای تبلیغاتی، مجامع قضایی و برخی بدسلیقگی ها و سوء استفاده ها از چادر ایجاد کرده اند

محمد تقی رهبر نماینده مجلس در این رابطه می گوید: در برخی محافل و اماکن استفاده از چادر را اجباری می کنند که نه تنها موجب حرمت گذاشتن به حجاب و چادر نیست بلکه به نوعی موجب بی حرمتی به حجاب و به خصوص چادر نیز می شود.

مطمئناً اجباری کردن استفاده از چادر در برخی مکانها نه تنها مفید نیست بلکه موجب کاهش قداست آن نیز می‌شود.

امین رجبی قاضی دادگاه در گفتگو با مهر می گوید: قانونی نداریم که قاضی را مجبور کند که حتما متهمان زن را با چادر محاکمه کنند ولی رعایت حجاب الزامی است.

زاهد بشیری راد مدیرکل روابط عمومی دادگستری استان تهران هم در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: دادگاه بقاع متبرکه نیست که جلوی درب به زنان چادر بدهند بلکه تنها رعایت حجاب اسلامی الزامی است. اینکه می گوئید چرا زنان متهم و زندانی در دادگاهها با چادر ظاهر می شوند دادگستری پاسخگو نیست زیرا متهمان از زندان با چادر وارد دادگاه می شوند و چادرهای زندان هم همه یک شکل هستند.

همچنین رئیس سازمان زندانهای کشور از پاسخ به سوال خبرنگار مهر در این باره خودداری کرد ولی پورنبی مدیر روابط عمومی این سازمان گفت: اینکه متهمان را با چادر ویژه زندان برای حضور در دادگاهها اعزام می کنیم روال مرسومی بوده که از ابتدای انقلاب تاکنون اجرا می شود البته چادر ها مشکی نیستند ولی قانونی در این مورد نداریم !

اظهارات مسئولان قضائی در حالی است که کارشناسان بر این باورند که حجاب متهمان زن در دادگاهها عرف است ولی باید این حجاب به نحوی باشد که به جامعه متدین توهین نشود و ناخودآگاه این تصور در اذهان عمومی ایجاد نشود که چادر پوشش اصلی متهمان است.

نگاهی گذرا به فیلمهای سینمایی این باور را برای مخاطب ایجاد می کند که زنان چادری مومنانی هستند که اغلب با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می کنند و در سریالهای تلویزیونی نقشهایی را برعهده دارند که در مقایسه با سایر زنان از سواد، وجهه و سطح زندگی اجتماعی پایین تری برخوردارند. همچنین در دادگاه ها متهمین و مجرمین را مجبور به استفاده از حجاب چادر می کنند

پرفسور حسین باهر جرم شناس و آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: همانطور که یک قاضی، وکیل، پزشک و... دارای لباس فرم هستند متهمان در دادگاه هم می توانند لباس فرم داشته باشند و چون کشور ما کشوری اسلامی است استفاده از چادر به عنوان لباس فرم در دادگاه می تواند عرف باشد ولی به شرطی که این چادر وقتی بر سر یک متهم زنا کار، قاتل و مفسد و... قرار می گیرد با نشانه ای همراه باشد که مخاطب دریابد که این چادر لباس فرم متهم است مثلا چادرهایی با آرم و نشان زندان یا دستگاه قضائی در حالی که هم اکنون بسیاری از متهمان به قول معروف با چادر نماز وارد دادگاه می شوند.بر اساس این گزارش بدیهی است که توجه به این نکات کوچک ولی مهم می تواند از بسیاری از تصورات، توهمات و سوء استفاده های احتمالی در جامعه داخل و خارج کشور جلوگیری کند

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت8:5توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

19 سال پیش در سال 1372 که برای اولین بار موبایل به بازارهای تهران راه پیدا کرد و مردم گوشی‌های بزرگی در اندازه تلفن‌های بی سیم به دست گرفتند، هیچ کس حتی فکرش را هم نمی‌کرد روزی برسد که گوشی‌ها به قدری پیشرفت کنند که در عین حال توانایی عکاسی و فیلم‌برداری و انتقال تصاویری از یک گوشی به گوشی‌های دیگر را نیز داشته باشند.

ورود موبایل فارغ از ایجاد زمینه فرهنگی

از آن روزها سال‌های زیادی می‌گذرد و گوشی‌های تلفن همراه در این گذار زمانی تغییرات بسیاری پذیرفته‌اند. دیگر از گوشی‌های بزرگ و به اصطلاح گوشت کوبی خبری نیست و گوشی‌های ظریف با کاربری لمسی و با امکاناتی ورای تصور وارد بازار شده‌اند و هر روز که می‌گذرد توانایی جدید به کاربردهای آن‌ها اضافه می‌شود. اما زمانی که تلفن همراه به عنوان ابزار مدرن ارتباطات وارد کشور شد همه به همه چیز فکر می‌کردند جز اینکه آیا با ورود این پدیده نو به کشور، تغییری در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی ایجاد می‌شود؟ و اگر آری به چه صورت و برای پیشگیری از پیامدهای نابهنجار آن چه باید کرد؟ اینکه آیا تنها ورود ابزارآلات مدرن ارتباطی کفایت می‌کند و نیازی به ایجاد زمینه‌های فرهنگی برای آن نیست؟

گذار موبایل از کالایی سرمایه‌ای به وسیله‌ای برای همه

تلفن همراه در ابتدای ورود به کشور به عنوان کالایی سرمایه‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفت. مردم با ثبت نام سیم کارت از آن به عنوان ابزاری برای ذخیره سرمایه استفاده می‌کردند و هر کس به اندازه پولی که داشت تعداد زیادی سیم کارت را پیش خرید می‌کرد تا هنگام ارائه آن، با قیمت بالاتر به فروش برسانند و در این میان درآمد مطلوبی به دست آورد. این روال، سال‌ها ادامه پیدا کرد تا اینکه دایره گستردگی مشترکان تلفن همراه افزایش چشمگیری پیدا کرد و موبایلی که تا دیروز به عنوان ابزاری لوکس و سرمایه‌ای در اختیار طبقه‌ای خاص از اجتماع بود، در دسترس همه قرار گرفت و کار به جایی رسید که در دور افتاده‌ترین روستاها هم تلفن همراه در دست دانش آموزان مدرسه هم یافت می‌شد. این همه گیری موبایل در سال‌های اخیر از یک سو و پیشرفت گوشی‌ها از سوی دیگر باعث شد که موج نویی در کشور به وجود بیاید که این موج نا به بهنجاری‌های بسیاری را نیز در پی داشت.

این افراد زمانی که از خصوصی ‌ترین جوانب زندگی‌شان فیلمبرداری می‌کردند فکرش را نمی‌کردند که پس از گم شدن گوشی، حریم خصوصی‌شان در اختیار افرادی قرار می‌گیرد که به بی رحمانه ترین شکل این تصاویر را از طریق بلوتوث در سطح شهر منتشر کنند

انتشار فیلم‌های غیر اخلاقی در بلوتوث ها

مشکل از جایی شروع شد که بلوتوث به راهی برای انتشار فیلم‌های مستهجن و غیراخلاقی تبدیل شد. از آنجا که شاید تماشای فیلم‌های مستهجن در خانه، به دلیل حضور والدین با محدودیت‌هایی روبرو بود، نوجوانان و جوانان این فیلم‌ها را به گوشی‌های های تلفن همراه خود انتقال دادند و در سطح مدارس و گروه‌های دوستی ، با انتشار این فیلم‌های نامناسب از طریق بلوتوث، دور از چشم والدین به تماشای صحنه‌های غیر اخلاقی پرداختند. مدارس در ابتدای کار از ورود موبایل جلوگیری می‌کردند اما پس از مدتی این محدودیت‌ها هم به پایان رسد و دانش آموزان به راحتی از امکانات گوشی‌های تلفن همراه در مدارس استفاده می‌کردند.

بلوتوث

ورود بلوتوث به حریم‌های خصوصی

اما داستان مصائب بلوتوث برای خانواده‌ها به همین جا ختم نشد. با پیشرفت گوشی‌های تلفن و کاهش قیمت گوشی‌های دوربین دار، همه افراد توانایی تهیه این نوع گوشی‌ها را پیدا کردند. مردم ازان پس به دلیل در دسترس بودن دوربین عکاسی و فیلم برداری می‌توانستند از تمام لحظات زندگی خود حتی حریم خصوصی‌شان نیز فیلمبرداری کنند. اما این افراد زمانی که از خصوصی ‌ترین جوانب زندگی‌شان فیلمبرداری می‌کردند فکرش را نمی‌کردند که پس از گم شدن گوشی، حریم خصوصی‌شان در اختیار افرادی قرار می‌گیرد که به بی رحمانه ترین شکل این تصاویر را از طریق بلوتوث در سطح شهر منتشر کنند. موج انتشار فیلم‌های خصوصی در سال‌های اخیر گویای این نابهنجاری فرهنگی است. زمانی که انتشار فیلم‌های خصوصی بسیاری از خانواده‌ها را از هم پاشید و زندگی‌ها را نابود ساخت.

صحنه‌های جنایت و تماشاگران موبایل به دست

یکی از پدیده‌هایی که در ماه‌های اخیر بسیار مشاهده شده این است که مردم در زمان وقوع قتل‌ها و جنایاتی در ملاء عام، بدون اینکه حتی لحظه‌ای به فکر نجات مضروب بیفتند، تنها با در دست گرفتن گوشی‌های تلفن خود تنها به تصویر کشیدن لحظه‌های جنایت می‌پردازند. همه ماجرای قتل میدان کاج سعادت آباد و پل مدیریت را به یاد می‌آوریم. حوادثی که در آن‌ها زمانی که مظلومی در حال جان دادن بود، مردم تنها با فیلم برداری از طریق دوربین‌های تلفن همراهشان، حضور خود در صحنه فجیع ظلم به مظلوم را نشان دادند و پس از اتمام جنایت و وقوع قتل با پراکندن فیلم حادثه در اینترنت و از طریق بلوتوث، هنرنمایی خود را ثبت فجایع به رخ کشیدند. این در حالی است که انتشار این فیلم‌های جنایات در جامعه خود باعث رواج خشونت در سطوح مختلف می‌شود و تأثیرات روحی مخربی برای بینندگان این بلوتوث های جنایت آمیز به خصوص گروه‌های سنی نوجوان و جوان به دنبال دارد.

از آنجا که شاید تماشای فیلم‌های مستهجن در خانه، به دلیل حضور والدین با محدودیت‌هایی روبرو بود، نوجوانان و جوانان این فیلم‌ها را به گوشی‌های های تلفن همراه خود انتقال دادند و در سطح مدارس و گروه‌های دوستی ، با انتشار این فیلم‌های نامناسب از طریق بلوتوث، دور از چشم والدین به تماشای صحنه‌های غیر اخلاقی پرداختند

بلوتوث ها، خاموش!

با توجه به پیامدهای گسترش بلوتوث های غیر اخلاقی به خصوص در رده‌های سنی نوجوان، والدین باید نظارت خود را بر گوشی‌های تلفن همراه فرزندانشان که تبدیل به حریم امنی برای رفتارهای پنهانی آن‌ها شده است، بیشتر کنند. علاوه بر این والدین باید با ایجاد رابطه‌ای دوستانه با فرزندان زمینه‌ای را به گونه‌ای فراهم کنند که نوجوانان از پیامدهای بلوتوث های غیراخلاقی مطلع شوند و خودشان بلوتوث های خود را در مقابل فیلم‌های نامناسب خاموش کنند. از سوی دیگر پدر و مادرها وظیفه دارند مفهوم احترام به ناموس مردم را در اذهان فرزندانشان پررنگ کنند. به این طریق فرزندان یاد می‌گیرند که همان گونه که ناموس برای خودشان مهم است به ناموس دیگران نیز احترام بگذارند و از طریق پخش بلوتوث های خصوص دیگران، آبرو و ناموس ان‌ها را به خطر نیاندازند.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت8:0توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت23:21توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

این روزها بد حجابی یکی از معضلات اساسی فرهنگی جامعه است.

امروزه در معابر عمومی دیده می شود که موجی از بد حجابی و در بعضی نقاط تهران بی حجابی و گاهاً فساد جنسی علنی در سطح شهر دیده می شود .

 بدحجابی ، ریشه در جهالت دارد !

به فرموده آیت الله جوادی آملی ، ریشه بد حجابی ، جهالت است.

باید به فرد جاهل فهماند ، آموزش داد و آموخت که چرا اسلام می گوید حجاب خوب است و بی حجابی بد؟ به عبارتی می توان گفت که چرایی حجاب مهمتر از اصل حجاب است ! چرا که با دانستن چرایی و علت حجاب ، کم کم افراد به اصل حجاب روی خواهند آورد.

رسانه نقش مهمی در اطلاع رسانی دارد!

در فیلم های امروز ،دیده می شود با نقش دادن یک زن محجبه و چادری ، زنی که عفت دارد و حیا را در خود پرورش داده است در مقام یک سرایدار و یا یکی از نقش های منفی و گاه بدبخت فیلم و در عوض از یک خانمی که حجابی نداشته و دارای هفتاد قلم آرایش است ، در نقش یک زن موفق ، بانوی خانه و نقش مهم و اساسی و حساس و مهم فیلم ، جایگاه زنان محجبه را خواسته و ناخواسته تزلزل می دهند .به راستی چرا این اتفاقات در حال رخ دادن است ؟!

مگر نه این است که ما روز به روز باید برای جوانانمان بعد دین و دیانت و حجاب را باروش ها و متد های جدیدی بفهمانیم ؟!

اگر اندکی فکر دینی داشته باشیم و محبت و عاطفه برای جوانانمان ، قطعا به این نتیجه خواهیم رسید که در راستای ساختن فیلم هایی که مخاطب اصلی آن ها را جوانان و نوجوانان می باشند ، الگوی فاطمی و زینبی را در قالب فیل و سریال ومستند بسازیم وآن را تحویل جامعه دهیم .

 حجاب فاطمی را گسترش دهیم !

مگر ما پیرو بانویی همچون حضرت زهرا سلام الله علیها نیستیم ؟!

بانویی که در امر حجاب بسیار مواظبت می نمودند، تا آنجا که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند.

اگر چه عمر شریفه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از هجده سال تجاوز نکرد، اما در ابعاد مختلف زندگی می تواند الگوی مناسبی برای بانوان باشد. از جمله موارد می توان در مورد حجاب ایشان الگو پذیری داشت. با توجه به منابع تاریخی ، پیرامون حجاب حضرت می توان مواردی را به شرح ذیل نام برد:

حضرت در امر حجاب بسیار مواظبت می نمودند، تا آنجا که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست.

امام حسن علیه السلام در کیفیت این حضور حضرت در جمع می فرمایند: « مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با وقار و متانت حرکت می نمود

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند....

همچنین تا آنجایی که ضرورت نداشت، حضرت از خانه خارج نمی شدند. حتی زمانی هم که حضرت برای ایراد خطبه وارد مسجد شدند و برای احقاق حق و ابطال باطل سخنرانی کردند در عین حفظ حریم و عفت بودند.

حجاب برتر

امام حسن علیه السلام در کیفیت این حضور حضرت در جمع می فرمایند: « مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با وقار و متانت حرکت می نمود ...

وجود این حالات بیان از اهتمام حضرت به مسأله حجاب دارد .

آیا ما نباید در الگو دهی به جوانانمان این بانو را سرمشق و الگو قرار داده و به جهانیان نمایش دهیم ؟!

افسوس که دیده می شود که به جای آنکه به بزرگان دینی همچون زینب سلام الله علیها و زهر اسلام الله علیها ارج نهاده و زنان پیرو این بانوان فاخر را ستایش کنیم ، دیده می شود که به دختران و زنان جامعه گاه در قالب نمایش آموختیم که اگر چادر بر سر داشته باشی و در دبیرستان ظاهر شوی به واسطه فیلم شب قبل، انگشت اتهام دوستانت به سویت دراز می شود که تو خدمتکار من هستی و من که زیبایی جسمم را به نمایش عمومی گذاشته ام، ارباب تو.

از زمانی که گدایان در سریال ها، چادری شده اند و متمولین و ثروتمندان خانم های «های کلاس»ی هستند که نماد مترقی بودنشان مانتویی بودن و ذره ای از موی از زیر روسری بیرون ریخته شده شان است، دیگر دختر نوجوان دوره دبیرستانی برای اینکه در کنار خیابان سکه کف دستش نگذارند و او را متهم به بی کلاسی نکنند ، در حال فرار از چادر و حجاب اسلامی است .

 اتوبان فرهنگی حجاب را اشتباه نرویم !

اگر فرض کنیم اتوبان فرهنگی حجاب دو سر داشته باشد؛ شرق و غرب. شرق را نماد حجاب اسلامی و غرب را نماد بی حجابی اروپایی بنامیم متاسفانه امروزه دیده می شود با سرعت غیر مجاز در لاین شرق به غرب در حرکت هستیم و روز به روز از فرهنگ اسلامی دورتر و دورتر می شویم .

به راستی چرا در جامعه ای که باریخته شدن خون های ارزشمندی از جوانان و نوگلانی به ثمر رسیده و پرچم فاطمی بر سر زنان و جوانان آن آویخته شده است ،چنین اتفاقی در حال رخ دادن است ؟!

 زیبایی را همه دوست دارند !

این نکته را نباید فراموش کرد که خداوند زیباست و زیبایی را نیز دوست دارد اما این زیبایی برای چه کسی و در کجا باید در معرض حراج گذاشته شود ؟این مهم است و نکته ی قابل تأمل در همین جا قرار دارد !

آیا دخترانی که در خارج از کشور ، زندگی می کنند و در پی تحصیل و علم آموزی هستند ، آیا آنها زیبایی را دوست ندارند ؟

 جلوه وظهور حجاب در خارج از کشور !

فرانسه یکی از کشورهای اروپایی است که نسبت قابل توجهی از جمعتش را مسلمانان تشکیل می دهند اما در همین حال یکی از بیشترین کشورهایی است که با دین مبین اسلام و به ویژه مسأله حجاب و ساخت مساجد مخالفت می ورزد.

در همین حال اخیراً چندین قانون علیه حجاب و نقاب صادر شده که موجب محدود شدن زنان و دختران محجبه در این کشور گردیده است.

اخبار رسیده از پاریس ، پایتخت فرانسه حاکی از آن است که "سنیت دوجانی" دختر جوان 15 ساله فرانسوی ترک تبار که از

حجاب در فرانسه

دختران محجبه در فرانسه به شمار می رود، پس از صدور قوانین جدید علیه حجاب، از حضور در مدرسه منع شده بود.

گفته می شود وی که از یکسو مصمم به ادامه تحصیل بوده و از سوی دیگر حاضر به کنار گذاشتن حجاب و نشان دادن موی خود به نامحرمان نبوده، در اقدامی جالب و اعتراضی تمام موی سر خود را تراشیده و با چهره جدید خود در مدرسه حاضر شد.

مقامات این مدرسه به وی اطلاع داده بودند که قرار است بر اساس قانون جدید صادر شده، حجاب او را در مقابل دید همگان از سرش بردارند، همین امر موجب شد که وی پیش از این اقدام، موهای سر خود را بتراشد تا وقتی حجابش را بر می دارند، مویی بر سر وی نباشد .

آیا این دختر زیبایی رادوست ندارد ؟!آیا او زیبایی ندارد که بخواهد در معرض نمایش بگذارد ؟!

بله قطعاً! او همچون دیگر زنان زیبایی را دوست داشته و حتی شاید بتوان گفت که زیبایی او از خیلی های دیگر بیشتر است چرا که زیبایی ظاهری خود را با زیبایی معنوی والهی گره زده و فهمیده که داشتن زیبایی ظاهری گرچه لذت بخش و دوست داشتنی است ، اما آنچه باقی است و فنا نخواهد پذیرفت زیبایی ایمان ، اعتقاد و سیمای الهی است .

این ماجرای یک نمونه از زنان ودخترانی است که با توجه به فهمیدن جایگاه خود و حجاب ، این گونه در برابر تعارضات دینی خود ایستاده تا جایی که قید زیبایی خدادادی را برای رضای خالق زیبایی هایشان می زنند !

با توجه به این ماجراهایی که در سرتاسر دنیا درحال رخ دادن است ، آیا باز جایی برای این باقی می ماند که گاه بگوییم : اگر من حجاب داشته باشم ، دوستانم مرا ترک می کنند و یا فلان استاد نمره ی مطلوب را به من نمی دهد و یا ...؟!

حضرت در توصیه ای به زنان می فرماید: آنچه برای زنان نیکو است، آن است که مردان را نبینند و مردان هم ایشان را نبینند

توصیه بانوی برگزیده عالم به زنان

حضرت در توصیه ای به زنان می فرماید: آنچه برای زنان نیکو است، آن است که مردان را نبینند و مردان هم ایشان را نبینند. (به این معنی که تا موقعی که لزوم ندارد حضور در جمع مردان معنی ندارد.)

لذا در جایی دیگر می فرمایند: نزدیکترین حالت زن به خدا، موقعی است که در خانه بماند.

خلاصه این که توجه حضرت به حجاب تا لحظه مرگ هم ادامه داشت، لذا از کیفیت حمل بدن محترمشان به صورتی که آن موقع مرسوم بود ـ حمل بر تابوت بدون پوشش ـ ابراز نگرانی کردند. لذا به همسر خود وصیت نمودند که تابوتی آماده کند، همان گونه که ملائکه شکل آن را به حضرت نشان داده بودند.

 

کمی به خود آییم و زینب وار بیاندیشیم و زهراوار عمل کنیم .

امید است که در قیامت ، درروزی که در محضر خدا و ائمه حاضر می شویم ، وا حسرتا نگفته و از اعمال و کردارمان انگشت خجل بر دهان ننهیم !

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت23:25توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

مقدمه :

رهبرتحلیل بیانات  مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی دارای ابعاد متعدد و مهمی است كه تحلیل و توجه بیشتر به ان وظیفه هر صاحب قلم و اندیشه ای است كه به ایشان ارادتمند است و خود را ولایت مدار می داند براین پایه بخشی از  سخنان معظم له را كه پس از حمد و سپاس و سلام بر اهل بیت علیعهم السلام و خصوصا امام زمان نكات متعدددی را ارایه و تاكید نمودند كه برخی از آنها را در نوشتار ذیل طرح ، تحلیل و موشكافی می نماییم .   

چنانكه مقام معظم رهبری نیز تلویحا و تصریحا فرمودند  این رویكردهای تاحدود زیادی هست و باید ادامه یابد و تقویت شود بگونه ای كه  زمینه‌ى علم، كه حقاً و انصافاً همت مضاعف و كار مضاعف در آن مشهود است تحقق عینی و عملی اش برای همه مردم مسلمان شیعه ایران بلكه همه جهانیان غیر قابل تردید باشد .

 تشكر از خداوند  قبل از  تبریك عید سعید نوروز 

مقام معظم رهبری قبل از تبریك سال نو با عبارت "خداوند متعال را سپاسگزارم كه یك بار دیگر عمر داد و توفیق داد كه این موقعیت بسیار مبارك و مغتنم را درك كنم؛ "

همچون گذشته ارتباط با خالق را مقدم بر ارتباط با مخلوق نمودند كه این خود درس بسیار مهمی است .

از نظر مقام معظم رهبری مهم این است كه دولت و مجلس و قوه قضاییه در لوایح و طرح ها و اجرای قوانین موجود  بیش و پیش از همه موضع احكام اسلامی را استخراج نمایند ؛ واقعا چقدر نهاد ها ی ما به احكام اسلامی اهمیت می دهند ؟

 عید نوروز ایرانى فرصتهاى مغتنم براى همه‌

مقام معظم رهبری   فرصتهاى مغتنم متعددی را برای ما مردم ایران و نیز مسلمانانى كه در كشورهاى دیگر عید نوروز را میشناسند بر شمرده اند كه عمده انها عبارتند از :

1-  فرصت مغتنمى است براى اینكه از این روز و از این مناسبت، در سمت و سوى حركت اسلامى استفاده كنیم.

2.  فرصت مغتنمى است براى تكامل انسان، براى پیشرفت معنوى و مادى نوع بشر.

3.  فرصت مغتنمى است براى حركت در جهت احكام اسلامى و معارف اسلامى

4.فرصت مغتنمى است براى آشنایی خودمان   با اهداف عالیه‌ى اسلام

5.  فرصت مغتنمى است براى صله‌ى رحم

6. فرصت مغتنمى است براى توجه به خداى متعال

7. فرصت مغتنمى است براى شنیدن سخنان خوب از یكدیگر

8. فرصت مغتنمى است براى اجتماع در مراكز دینى و معنوى

مقام معظم رهبری نگاهی كاربردی و پویا را به این ایام دارند و توقع می رود خصوصا مسوولین مدعی پیروی ولایت بالاخص صداو سیما جمهوری اسلامی ایران در همین جهت كار كند نه اینكه صرفا نگاهی خوشگذرانه و پركردن اوقات با هر سرگرمی و فیلم های سراسر خیالبافی و امثال آن . نه اینكه در این تعطیلات افتخار صدا و سیما به تعداد و كمیت فیلم های ارایه شده كه بالای 60 ، 70 در صد آن خارجی و بی محتوای غنی اسلامی

بنابراین مقام معظم رهبری نگاهی كاربردی و پویا را به این ایام دارند و توقع می رود خصوصا مسوولین مدعی پیروی ولایت بالاخص صداو سیما جمهوری اسلامی ایران در همین جهت كار كند نه اینكه صرفا نگاهی خوشگذرانه و پركردن اوقات با هر سرگرمی و فیلم های سراسر خیالبافی و امثال آن . نه اینكه در این تعطیلات افتخار صدا و سیما به تعداد و كمیت فیلم های ارایه شده كه بالای 60 ، 70 در صد آن خارجی و بی محتوای غنی اسلامی باشد !

 دین خط شاخصى باشد براى ما در همه‌ى امور

مقام معظم رهبری با بیان اینكه  " حقیقت این است كه مردم عزیز كشور ما در طول سالیان متمادى و بخصوص در اوقات حاكمیت نظام اسلامى بر كشور، از عید نوروز هم براى معنویت، براى معرفت، براى نزدیكى به خدا استفاده كرده‌اند" به صراحت بر لزوم اینكه دین   باید خط شاخصى باشد براى ما در همه‌ى امور تاكید نمودند و احكام اسلامی را به عنوان گل سر سبد دین مطرح نمودند

بنابراین از نظر مقام معظم رهبری مهم این است كه دولت و مجلس و قوه قضاییه در لوایح و طرح ها و اجرای قوانین موجود  بیش و پیش از همه موضع احكام اسلامی را استخراج نمایند ؛ واقعا چقدر نهاد ها ی ما به احكام اسلامی اهمیت می دهند ؟ مسایل جدید در احكام اجتماعی اسلام كه  از مراجع معظم تقلید چاپ و منتشر هم شده است ، چقدر مطالعه یا ترویج می شود ؟ آیا نباید هریك از  طرح ها و لایحه ها با این معیار ها و لااقل نظرفقهی مقام معظم رهبری تدوین شود؟ آیا  بیش از 250ایراد شرعی شورای نگهبان از لایحه جدید مجازات اسلامی نشان از فقدان توجه كافی به این احكام شرعی نیست ؟

به نظر می رسد كه  فرمایش مقام معظم رهبری در این خصوص به درستی و به دقت كامل در جهت رفع چنین خلاء هایی باشد .

از نظر مقام معظم رهبری مهم این است كه دولت و مجلس و قوه قضاییه در لوایح و طرح ها و اجرای قوانین موجود  بیش و پیش از همه موضع احكام اسلامی را استخراج نمایند

مقام معظم رهبری نگاهی كاربردی و پویا را به این ایام دارند و توقع می رود خصوصا مسوولین مدعی پیروی ولایت بالاخص صداو سیما جمهوری اسلامی ایران در همین جهت كار كند نه اینكه صرفا نگاهی خوشگذرانه و پركردن اوقات با هر سرگرمی و فیلم های سراسر خیالبافی و امثال آن . نه اینكه در این تعطیلات افتخار صدا و سیما به تعداد و كمیت فیلم های ارایه شده كه بالای 60 ، 70 در صد آن خارجی و بی محتوای غنی اسلامی!!

مقام معظم رهبری همچون گذشته مطالب خود را مدون و دسته بندی شده و مناسب شان علمی والای خود ارایه فرمودند و به سه مطلب ذیل تقسیم فرمودند :

 1.، یك گزارشگونه‌ى جمع‌بندى شده‌اى است از سال 89 و با یك نگاه كلان در سال 89 ملت ایران و مسئولان كشور در چه جهتى حركت كردند و چگونه راه را پیمودند.

2.مطلب دوم در مورد سال جارى است ؛ با توجه به شعار  «جهاد اقتصادى» 

3. نگاهى به مسائل منطقه است؛ مسائل خاورمیانه، مسائل شمال آفریقا و آنچه كه در این منطقه‌ى اسلامى در حال رخ دادن است

چنانكه مقام معظم رهبری نیز تلویحا و تصریحا فرمودند  این رویكردهای تاحدود زیادی هست و باید ادامه یابد و تقویت شود بگونه ای كه  زمینه‌ى علم، كه حقاً و انصافاً همت مضاعف و كار مضاعف در آن مشهود است تحقق عینی و عملی اش برای همه مردم مسلمان شیعه ایران بلكه همه جهانیان غیر قابل تردید باشد

ارزیابی عمل ها برای شعار سال 89 - یعنى «همت مضاعف و كار مضاعف»

ارزیابی مقام معظم رهبری از عملكردها ها برای شعار سال 89 - یعنى «همت مضاعف و كار مضاعف " را می توان با توجه به استناد ایشان به روایت «العلم سلطان»؛  اینگونه تحلیل نمود كه معظم له توقع دارند كه

1. این دانش ها فقط صوری نباشد.

2.  این دانش ها واقعا كشور را ثروتمند میكند

3.  این دانش ها سودش به همه‌ى مردمبرسد

4. این دانش ها  كشاندن مسیر تولید علم به ثروت ملى كشور باشد

5. این دانش ها برای پاسخگوئى به نیازهاى ملت باشد.

و البته چنانكه مقام معظم رهبری نیز تلویحا و تصریحا فرمودند  این رویكردهای تاحدود زیادی هست و باید ادامه یابد و تقویت شود بگونه ای كه  زمینه‌ى علم، كه حقاً و انصافاً همت مضاعف و كار مضاعف در آن مشهود است تحقق عینی و عملی اش برای همه مردم مسلمان شیعه ایران بلكه همه جهانیان غیر قابل تردید باشد .

ادامه تحلیل فرمایشات مقام معظم رهبری را در مقالات آتی تقدیم مینماییم

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت12:37توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

1. اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11]
*******
2. خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55]
*******
3. اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه! [در محضر بهجت:1/36]
*******
4. برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55]
*******
5. اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112]
*****
. اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14]
*******
7. قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227]
*******
8. مدام به قرآن نگاه کردن، دوای درد چشم است. [در محضر بهجت:2/280]
*******
9. اگر از قرآن استفاده نمی کنیم، برای آن است که یقین ما ضعیف است. [در محضر بهجت:2/280]
*******
10. خدا می داند حفظ قرآن، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی، مدخلیّت دارد... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن، استفاده نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/114]
*******
11. آیۀ: (وَلَو أََنَّ قُرآناً سُیِرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِعَت بِهِ الأَرضُ أَو کُلِّمَ بِهِ المَوتی [رعد:31]: اگر قرآنی وجود داشت که به واسطۀ آن، کوه ها سیر شود، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود...) چه می گوید؟! آیا امور مذکور در آیۀ شریفه، فرض محال و غیر واقع است؛ یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن، همۀ این کارها را می توانند انجام دهند؟![در محضر بهجت:1/281]
*******
12. کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبّر کند؛ مجموعۀ روایات هم مثل قرآن است.[گوهرهای حکیمانه:100]
*******

13. اگر راست می گوییم که قرآن، سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟![در محضر بهجت:2/14]
*******
14. آیا هیچ می دانیم که قرآن، نظیر سایر مکتوبات نیست! گویی قرآن، موجودی ربوبیّ از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است! [در محضر بهجت:2/135]
*******
15. باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست! [در محضر بهجت:2/135]
*******
16. به هیچ امّت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواصّ و آثار داشته باشد! نعمت به این بزرگی به ما داده شده، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند، و مثل این که این کتاب، مکمِّلِ انسان نیست! [در محضر بهجت:2/136]
*******
17. توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، برای نجات عموم مردم – چه رسد به خواصّ – مفید است! [در محضر بهجت:2/150]
*******
18. جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود، اما قرآن که در دست ما است، این طور نزد ما ارزش ندارد! همه می دانیم که دربارۀ قرآن، مقصّریم! [در محضر بهجت:2/282]
*******
19. کسی که این مطلب را که: قرآن، تِبیانُ کُلِّ شَیء [بیانگر همه چیز] است دنبال کند، عجایب و غرایب می بیند! [در محضر بهجت:2/297]
*******
20. قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند: قسم اول، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند. قسم دوم، پیغمبرانِ کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبر نایل می گردند. بنابراین قرآن، پیغمبرانِ کمالی تربیت می کند و پیغمبر ساز است. [در محضر بهجت:1/120]
*******
21. ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و ... را زیر پا می گذاریم. [در محضر بهجت:2/298]

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت23:43توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

«کابالا» آئین زندگی مردم مصر باستان بوده. این آئین همواره با جادو عجین و نیروهای شیطانی جزء  لاینفک آن بوده. این آئین به همراه عده ای از بنی اسرائیل که آن را آموخته‌بودند از نیل رد شد و نهان ماند تا بعد از مرگ حضرت موسی(علیه السلام) نمایان شد. بنی اسرائیل به ساخت تندیس‌هایی که در مصر دیده بودند پرداختند و به صورت مخفی به پرستش آنها پرداختندتا زمان سلیمان نبی(علیه السلام) که تقریبا نمادهای ظاهری آن نابود شد. ولی این پایان کار نبود؛ این ماجرا گذشت تا اینکه اورشلیم توسط صلیبیان تصرف شد. عده ای از شوالیه‌ها که به شهسواران معروف بودند تحت آموزه‌های خاخام‌های یهودی که «کابالا» را سینه به سینه آموخته بودند قرار گرفتند و گروهی تشکیل دادند به نام شوالیه های معبد و به تبلیغ مخفی این آئین بین دیگر شوالیه ها مشغول شدند. اساتید این گروه طبق دستور «پاپ اورابان» به دست پادشاه فرانسه اعدام شدند؛ عده ی که زنده ماندند به اسکاتلند گریختند و در آنجا لژی بنا نهادند که بعد ها باعث حمله ریچارد شیر دل به فرانسه شد. آن عده که زنده ماندند و آن عده که راه آنها را ادامه میدهند تمام سعی خود را میکنند تا:
·          معبد شوالیه ها (یا همان معبد سلیمان (علیه السلام))را در مکان کنونی مسجد الاقصی بنا کنند
·          نظم نوین جهانی که همان شیوه حکومت فراعنه بر مصر بوده بر دنیا حاکم کنند
مورخ یهودی تئودور ریناخ می گوید: «کابالا» سمّی بی صدا بود که به رگ‌های یهود وارد شد و آن را از پا در آورد .
این گروه که ایران را همیشه جزیره امن می دانستند و می دانند از هر شیوه‌ای از جنگ های نرم استفاده می کنند تا مردم را از دین، آئین، مذهب و اهل بیت دور کنند تا بتوانند راحت تر در قلب مردم نفوذ کنند.
مقام معظم رهبری فرمودند: «معیار، سخنان امام راحل است.»
و امام(ره) فرمودند: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.»
و خود ایشان (مقام معظم رهبری) می فرمایند: «این سینه زدن‌ها این گریه کردن‌ها این دسته‌ها و علم هست که ارتباط روحی مردم با امام حسین (علیه السلام) را برقرار می کند و اینها خوب است.»
البته مبحث فراماسون‌ها مبحث مفصلی است که باید با نگاه تفصیلی به آن نگاه کرد و اگر خوانندگان محترم مایل باشند در مقالات دیگری به صورت کامل به آن می پردازیم.
همیشه قبل از شروع ماه محرم عده‌ای سعی در فضاسازی علیه هیأت ها را دارند و چوب لای چرخ هئیت امام حسین (علیه السلام) می‌گذارند.
توجه داشته باشید که کار امام حسین (علیه السلام) هدایت، شفاعت و عنایت به ماست؛ و کار ما به عنوان سربازان ولایت اطاعت از ولایت و عزاداری برای سید الشهدا(علیه السلام) است.
و البته کار شیطان هم سنگ انداختن در کار امام حسین(علیه السلام)  است. بگذریم تا...
مصاحبه‌ی آقای ابراهیمی رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد را با خبر گزاری فارس خواندم و واقعا حیرت‌زده شدم که چرا کسی با این جرأت ....
و اینک چند سوال مهم که هم من جواب آن را می دانم هم شما:
1-     کاش کمی ریاضی خوانده بودید؛ ورود مداحان به مساجد ممنوع، ورود کفار هم به مسجد ممنوع. یعنی مداحان و کفار با هم برابرند؟
2-     شما گفته‌اید بسج باید در این امر با هیأت امنای مسجد همکاری کند. آیا این ایجاد تفرقه بین بسیج و هیأت نیست؟
3-     شما گفته اید سخنران‌ها از باید از کتاب حماسه حسینی استاد مطهری استفاده کنند. یعنی مقاتل دیگر را مثل ارشاد شیخ مفید، لهوف سید ابن طاوس و خصائص الحسینیه شيخ جعفر شوشتري را دور بریزیم؟
4-     شما گفته‌اید مادحین اگر روضه خواندند باید اسناد و منابع ان را به هیأت امنای مسجد ارائه کنند. مگر هیأت امنا از مادحین حضرت اباعبدالله(علیه السلام) در این امر بیشتر تحقیق، مطالعه و برسی می کنند که مادحین اسناد روضه را به ایشان ارائه کنند؟
5-     شما گفته اید سخنران‌ها باید در باره فتنه سال 88 هم صحبت کنند. فتنه ای که مادحین از آن سر بلند بیرون آمدند حال آنکه شما خود هیچ موضعی در این فتنه نگرفتید و این نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب است. حال سؤال اصلی این است که شما خود در این فتنه کجا بودید؟
و اما یک نکته مهم:
در سوالی که از محضر مقام معظم رهبری پرسیده شده مبنی بر اینکه: « نظر مقام معظم رهبری در مورد برهنه شدن در هئیت در هنگام سینه زنی در صورتی که نامحرمی نباشد چیست؟»
ایشان پاسخ دادند :«در صورتی که نامحرم نباشد و مستلزم مفسده نباشد برهنه شدن و سینه زدن جایز است»
در ضمن
من به عنوان کسی که در مکتب حضرت امام خمینی (ره) بزرگ شده‌ام برای شما استغفار می‌کنم.

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت23:41توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

در مورد این موضوع می اندیشم که اصلا حجاب برای چیست؟

زن باید زیبا بگرده و هرجور دلش خواست از خونه بیاد بیرن!

چرا زن رو محدود می کنیم؟

مگر نه اینکه خدا همه را آزاد آفریده است پس چرا باید سختی حجاب رو پذیرفت و خود را در حصاری سیاه نگه داشت.

راستش اگه ادم چیزی رو مثل حجاب  بخواد از روی تقلید و تعصب حفظ کنه نه تنها ارزشی نداره بلکه خیلی اوقات اثر مخالف هم داره

بزار از اینجا شروع کنم

حقیقت اینه که توی برخی از جوامع ارزشهای واقعی و استعدادهای والای زن تحت الشعاع جنبه جنسی او قرار گرفته و زن شخصیت واقعی خودشو از دست داده و هرگونه توجهی به زن جنبه شهوانی و حیوانی پیدا کرده و خانواده ها به عنوان مهمرین نهاد پرورش فکری افراد، رو به سستی رفته.

اگه اندکی به حوادث پیرامون درست نگاه کنیم می بینیم که اکثر مزاحمت های خیابونی و تجاوز ها  برای خانوم هایی پیش میاد که ظاهرشون تحریک کننده باشه و گویی خودشون با طرز لباش پوشیدنشون ابراز علاقه به مزاحمان می کنن.

وقتی پوشش زن مناسب نباشه، قدرت تخیل مردها زیاد میشه و تحریک ها افزایش پیدا می کنه و ناخودآگاه ارزش واقعی و انسانی زن جاش رو با ابزار بودن برای حیوانیت و شهوت رانی مردان عوض می کنه.

انسان باید آزاد باشه، از نظر روح و جسم .اما اون آزادی  جسمی رو که موجب اسارت روح باشه هیچ عاقلی نمی پسنده.

 

شهوت و غریزه جنسی مردان جامعه نه تنها تمام نمیشه بلکه با تحریک آن از طرف زنان جامعه روز به روز زیاد میشه تا جایی که همه ارزش های انسانی جاش رو به ارزش های حیوانی میده و زن مشه یه ابزار خوش گذرانی.

اونوقت چه بلایی سر خانواده میاد؟!!

برای روشن شدن این قضیه به این مثال خوب توجه کن تا ببینی حقیقت چیه!

مردی رو در نظر بگیر که صبح با خارج شدن از خونه و جدا شدن از همسرش در محیطی قرار می گیره که انواع زن ها با انواع مدل های لباس و تیپ روبروش ظاهر می شن!

این مرد هرچی هم خوب و وفادار باشه دیگه نمی تونه علاقه زیادی به همسرش داشته باشه چون اولا شاید همسرش به اون زیبایی نباشه  ، ثانیا چهره همسرش براش تکراری شده ، اونوقت اولشه که این آقا به دنبال خانوم های بیرون از خونه باشه

همین موجب سستی در بنیان خانواده میشه.

حالا اگه این مرد صبح بعد از خارج شدن از خونه در محیط پاک و خالی از هر نوع جاذبه جنسی قرار بگیره تا موقع برگشت به خونه دلتنگ همسرش میشه و سعی می کنه همه محبتش رو یک جا و به یک نفر هدیه کنه و اونم همسرشه.

این تازه اوضاع مردان متاهل بود در مورد مجرد هام که دیگه نگو و نپرس!

 

پسر ها از آغاز دوران بلوغ علاقه زیادی به جنس مخالف دارن ،که اینهم غریزی هست. یعنی اگه نباشه ،اون جوون مریضه

این نیاز هم تنها در جهت جنسی نیست بلکه پسر نیاز شدیدی به حرف زدن ، محبت دیدن و محبت کردن و  ... داره.

حالا فرض کنید این پسر تشنه محبت ، داخل یه شهری قرار بگیره که انواع دختر ها با انواع آرایش ها و مد ها در برابرش ظاهر بشند.

و این پسر برای رفع نیازهایی که گفتم با چند نفر از این دختر ها دوست بشه.

خیلی هم خوبه مگه چه ایرادی داره؟!!!!!


ایرادش اینه که وقتی این پسر نیازهای غریزیش از طریق دوستی با جنس مخالف رفع شد دیگه به دنبال ازدواج نمی ره و اولین ضربه را خود دختر ها می خورن که دیگه خواستگاری براشون نمیاد و مجبورن با یه آدم کور یا کچلی ازدواج کنن! ( خودم کردم که لعنت بر خودم باد).   

جالبه که خیلی از دختر خانوم ها فکر می کنن این دوستی ها سرانجامش به ازدواج ختم میشه؟

چقدر ساده!!!!!

تقریبا همه پسر ها هدفشون از دوستی با دختر ها فقط رفاقته نه ازدواج و حتی حاضر نیستند به دوست دخترشون به عنوان همسر آینده فکر کنن! برای صحت این موضوع از برادرتون راجع به این سوال بپرسین ( البته اگه کتک خوردین به من ربطی نداره)

تازه اگر هم به سلامتی  به ازدواج ختم بشه هم پسر و هم دختر به همدیگه شک دارن. آقا میگه نکنه خانومم هنوز با دوست پسرهاش ارتباط داشته باشه و  خانوم هم می گه نکنه شوهرم با دوست دخترهاش رابطه داشته باشه . این میشه آغاز شک و دعواهای خانوادگی و در نهایت طلاق.

خوب پس دیدیم این نوع  آزادی ، تنها به اسارت روح و جسم ختم میشه!!

 

چرا راه دوربرویم با نگاهی به وضعیت کشورهای اطراف می شه عاقبت بی بند و باری جنسی را دید . اولین دستآورد این روش بالارفتن میزان طلاق و پایین آمدن میزان ازدواجه، که گفتم بیشترین ضربه را هم زنها می خورن.

آخه دیگه یه پسرچه لزومی داره خودش رو گیر مسائل ازدواج و زندگی بندازه.

جدای از مسائل شرعی که هرنوع ارتباطی حرامه. آقا پسر تشنه محبت و غریزه ،با چند تا دختر دوست میشه و تمام نیاز هاشو برطرف می کنه ،بدون اینکه کوچکترین بار مسئولیتی روی دوشش بیاد.

 

آمار رسمی از وزارت بهداشت آمریکا  اعلام کرده که از هر هزار زن متاهل آمریکایی (15 تا 44 ساله) تنها 91 پیوند زناشویی موفق بوده. به طوری که وجود خانواده ،در کشور های غربی زیر سوال رفته و زنان بی سرپرست با چند کودک ، بدون پدر رو به گسترش است و نوجوانان به خاطر نبود تربیت پدرانه به اعمال جنایت کارانه روی می آورند، که برای اثبات این مسئله کافی است اخبار را گوش کنید!!!

نبود سرپرست مرد در خانواده و فراهم نبودن هزینه های زندگی موجب روی آوردن زنان غربی به خودفروشی و ... شده است.

در کشور های غربی به جای فعالتر  شدن مراکز پرورشی و آموزشی، مراکز پرورشگاهی و ندامتگاه و زندان رو به گسترش است.

بنابر اظهار تلوزیون فرانسه بیش از 200 میلیون کودک در جهان به صورت برده زندگی میکنند.

افزایش 150 درصدی رشد جنایت و ، تجاوز ، سرقت ، قتل از نتایج آزادی به این سبک است.

شبکه سی ان ان آمریکا اعلام کرده در هر 13 دقیقه یه نفر آمریکایی به ویروس ایدز مبتلا می شود.

در خبری از شبکه فرانسه می خوانیم که از هر 4 دختر فرانسوی یک نفر و از هر 8 پسر فرانسوی یک نفرقبل از رسیدن به سن 18 سالگی مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند که 22 درصد از این تجاوز ها قبل از سن 6 سالگی صورت می گیرد و جالب اینکه 85 درصد کودکان مورد تجاوز فرد تجاوز کننده را می شناسند و در 40 درصد از این تجاوز ها فرد تجاوز کننده پدر کودک بوده است.

 

خیلی جالبه حماقت  افرادی که بی بند وباری جنسی رو ،با اسم آزادی توجیح می کنن.

اگه آرادی به برهنگی و بی بند و باری جنسیه ، پس حیوانات آزاد تر از ما هستنید.

خوب طبیعیه در کشور هایی که مردمش دائما در صحنه های شهوت انگیز حضور دارن و کشش دائمی برای مسائل سکس برایشون آماده است این مسائل هم عادی میشه و مسائلی چون هم جنس بازی جزء قانون رسمیشون در می آید.

جالبه که در برخی از این کشور ها در کنار مدارس دخترونه مراکز بهداشتی سقط جنین وجود داره و جالبتر اینکه با جنین های سقط شده لوازم آرایشی می سازند و کلی سود می برن.

 

خیلی خوبه به این جامعه می گویند جامعه ایده آل و آزاد!!!!!!

 

خیلی جالبه اگه بدونید حرامزادگی در آمریکا در 10 سال اخیر 500 درصد افزایش یافته یعنی آما نوزادانی که در مراکز فساد بدنیا میاند چندین برابر نوزادانی هستن که در محیط سالم خانواده بدنیا میاند.

خیلی جالبه         نه؟!!!!!!!!!!!!!!!!

اما خیلی جالب تر اینکه

در اون کشور هایی که ما رو بخاطر حفظ حجاب زنها و دختر هامون مسخره می کنند و عقب اوفتاده میدونن،

از زن به عنوان تبلیغات کالا استفاده می کنن یعنی مثل ابزار برای فروش کالای خودشون ،ده ها زن برهنه رو نمایش می دن.

 

عجب داستان جالبی

 

اما عزیز بدون که  حجاب برای زن محدودیت نمیاره  فقط موجب میشه که ، در جامعه به زن نگاه جنسی و شهوانی نشه و زن مثل کالایی در اسارت شهوت جنسی مرد در نیاد.

حجاب موجب میشه گوهر وجود زن برای مرد ارزش پیدا کنه و یه جوان تمام تلاش خودش  رو بکنه تا بتونه به این گوهر دست پیدا کنه نه اینکه به راحتی هروقت اراده کرد در اختیارش قرار بگیره.

اگه اسلام دستور حجاب میده نمی خواد زن رو محدود کنه بلکه می خواد به زن ارزش بده، می خواد بنیان خانواده ها محکم  و به سمت پیشرفت و تربیت فرزنداشون حرکتت کنن.

اسلام می خاد، به زن نگاه  ابزاری نشه.

حالا اختیارو انتخاب با شماست

فلاکت و بدبختی رو می خواهید یا آزادی واقعی را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟    

+نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت16:19توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

بسم الله الرحمن الرحیم

یک سوال و جواب!!...

سؤال:اگر از دلايل پوشش زنان درجامعه اسلامي اين باشد كه عدم پوشش زنان باعث تحريك جنس مذكرشده واين تحريك باعث سلب مصونيت فردي وخانوادگي و اجتماعي زن در جامعه مي شود ما مي توانيم مانند جوامع غربي با اشاعه بي حجابي و عريان گري اين حساسيت و تحريك پذيري را از مردان گرفته و بدون اينكه زن را به حجاب وادار كنيم اين مصونيت را براي او ايجاد كنيم . بدين معنا كه بدن زن ديگر باعث تحريك مردان نشده و عريان بودن زنان براي مردان امري عادي خواهد شد.؟؟؟؟؟

جواب:اين سخن، سخن بسيار جالبي است و گاهاً ديده شده كه عده اي از دوستان روان شناس و جامعه شناس ما نيز بدان اشاره هايي كرده اند .

اگر ما به موضوع از منظر ديگري نگاه كنيم خواهيم ديد كه اين نظريه ؛ نظريه ويرانگري است  .

در مباحث جنسي يك پديده اي تعريف مي شود به نام « آستانة رضايتمندي جنسي» كه بسياري از روان شناسان بدان التفات و توجه ويژه اي داشته و ريشة بسياري از اختلافات خانوادگي را در آن جستجو مي كنند  .

در دين مبين اسلام هم بدين امر توجه زيادي شده و از حقوق متقابل بين زن ومرد همين امر محسوب شده و از وظايف هر يك از طرفين بر شمرده شده است .

بالا بردن «آستانة رضايتمندي» خود به عنوان يك فاجعه به شمار ميآيد كه دامن فرد، خانواده واجتماع را يك جا آلوده مي سازد .

بهترين و كاراترين مكانيزمي كه ميتوان براي كنترل اين آستانه برشمرد  پوشش زن و كشش جانبي حاصل از پوشش است . شايد بتوان ادعا كرد يكي از مواردي كه اسلام عمد به حريص كردن داشته وباتوجه به« الانسانُ حريصً الي ما منع » ازديدن بدن زن منع كرده همين مورد است تا اين سطح رضايتمندي را در حد نرمال نگه دارد .

توضيح مطلب اين كه : در« رضايتمند ي جنسي مردان» 2مرحله كلي مي توان در نظر گرفت :

1)تحريك جنسي و لذت بصري كه با ديدن اندام و بدن زن حاصل ميشود (توجه به اين نكته لازم است كه از نظر فيزيولوژيكي وآزمايشكاهي بيشترين تحريك پذيري در مردان از راه ديدن و قوه باصره است ولي در زنان اين تحريك پذيري بيشتر از راه تماس و حس لامسه و همچنين شنوايي حاصل ميشود )

2)ارضاء جنسي كه با وصول و آميزش حاصل مي شود .

ما با عريان گري و نمايان ساختن بدن زن بر مرد و عادي كردن اين مسئله در حقيقت مرحله اول از« رضايتمندي» را از مرد گرفته ايم و« آستانه رضايتمندي» او را بالاتر  برده ايم ؛ در اين هنگام مرد براي رسيدن به آن «آستانه» دست به دامن آميزش هاي خشن و در مراحل بعدي با پناه بردن به ديدن تصاوير و فيلم هاي مستهجن سعي در كسب «رضايتمندي جنسي» و ارضاءكامل اين غريزه خدادادي بر مي آيد .در اين هنگام ما مشاهده مي كنيم باز« سطح رضايتمندي» بالاتر و بالاتر مي رود . اينها همه باعث تزلزل در اركان خانواده و از بين رفتن محبت وعلاقه شده و اين فاجعه عظيمي است كه ذهن تمامي مصلحان اجتماعي و مشاوران امور خانواده را به خود مشغول داشته است .

اما مسئله به همين جا ختم نميشود و مرد براي رسيدن به« مطلوب» از محيط خانواده پارا فراتر نهاده و در تأسف انگيز ترين مرحله مرد دست به همجنس بازي زده و براي رسيدن به «آرامش جنسي» از زن رويگردان مي شود و اين بزرگترين ضربة روحي- رواني وحتي جسمي - جاني را بر پيكر مقدس زن وارد خواهدكرد و پيرو آن از هم پاشيدگي خانوادگي و لجام گسيختگي جامعه از حتميات خواهد بود كه از آن هيچ گزير و گريزي نخواهد بود  .

جلوگيري از همين مرحله است كه علومي مانند جامعه شناسي و روان شناسي  را بوجود آورده و تمامي مكاتب و« ايسم» ها به همين خاطر بوجود آمده اند .

توجه به اين نكته نيز لازم است كه اسلام با تشريع  پوشش براي زنان و تفاوت قائل شدن بين خلوت و جلوت  بنا دارد تا  جنس زن  در خلوت جذابيت و افسونگري بيشتري براي همسر خود داشته باشد و از اين راه به افزايش محبت و گرمي كانون خانواده كمك كند .

اين دين مبين اسلام است كه اصل عقلائي« پيشگيري مقدم بر درمان است» را سر لوحة بسياري از اوامر و نواهي خود قرار داده است هر چند نگريستن به اين مطالب از منظر تعبد بسيار زيباتر و دل انگيز تر خواهد بود چه اينكه حق بندگي اورا نتوان به جاآورد الا به تبعيتي بنده وار از فرامين او .(اي باد كه چنين باد )

« اَللّهُمَ وَفِقْنا لِما تُحِبُّ وَتَرْضي »

      

+نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389ساعت0:12توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

خلوت با بهترین دوست

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     ..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟  

گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت11:45توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:
روزی من و
فاطمه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتیم. پیامبر سخت می‌گریست. من گفتم:«پدر و مادرم فدای شما باد؛ چرا گریه می‌کنید؟!»
رسول خدا فرمود:«در شب معراج زن‌هایی از امت خود را دیدم که در عذاب شدیدی بودند. از دیدن وضع آنها بسیار اندوهگین شده‌ام.»
فاطمه علیهاسلام عرض کرد:«پدر جان، عمل آن زنان چه بود که به عذاب مبتلا شده بودند؟»
رسول خدا فرمود:«زنی را به موهایش آویخته بود و مغز سرش در آتش می‌جوشید. او در دنیا موی خود را از مردان نمی پوشانده.
زنی را به زبانش آویخته بودند و آب جوش در حلقش می‌ریختند. او در دنیا شوهرش را اذیت می‌کرده. زنی را با پا در تنوری از آتش آویخته بودند چرا که بدون اجازه شوهر از خانه‌اش بیرون می‌رفته. زنی گوشت خودش را می خورد و در زیر پایش آتش برافروخته بودند. او در دنیا خود را برای مردان زینت می داده است.
دست‌های زنی را به پاهایش بسته بودند و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط بودند. او در دنیا طهارت را مراعات نمی‌کرده و نماز را خوار می شمرده است.
زنی کور و کر و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از بینی اش خارج می شد و بدنش از جزام و برص پاره پاره شده بود. او از زنا بچه دار شده و بچه را به شوهرش نسبت می‌داده است.
زنی گوشت تن خود را با قیچی پاره پاره می کرد. او در دنیا خود را در اختیار مردان قرار می داده است.
زنی صورت و بدنش در آتش بود و روده های خود را می خورد. او در دنیا برای زنا وساطت می کرده.
زنی سرش چون خوک و بدنش چون خر بود و هزاران هزار از انواع عذاب بر او می‌بارید. او زنی بوده سخن چین و دروغ پرداز.
زنی به صورت سگ بود و آتش از دهانش خارج می‌شد و ملائکه با گرزهای آتشین بر سرش می‌کوفتند. او در دنیا زنی بوده آوازه خوان و حسود.»
آن‌گاه رسول خدا فرمود:«وای بر آن زنی که شوهرش از او خشمگین باشد و خوشا به حال آن زنی که شوهرش از او راضی باشد.»

منابع:
بحار الانوار، ج 103، ص 245، ح 24.

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت15:31توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

حجاب و پوشش صحیح زنان یکی از عوامل بسیار مؤثر در حفظ خانواده است. زنی که خودسرانه جلوه‌گری کند، آتش هوس مردان را می‌افروزد و چشم و دل سبکسران را بی‌اختیار به دنبال خود روان می‌کند.
هزاران پرونده جنایی و ناموسی، فحشا و روابط نامشروع بی‌شمار از عواقب تلخ بلای بی‌حجابی و بدحجابی است که گریبان دنیای امروز را گرفته است.
حجاب، حصار و حریم عفت زن و سنگر محکمی است که راه ورود فساد و هرزگی‌ها را سد می‌کند و به زن شخصیت و احترام می‌بخشد تا ملعبه شهوات و بازیچه بوالهوسی‌ها قرار نگیرد. در جامعه‌ای که زنانش با حجاب صحیح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطری آرام به کار خود مشغول می‌شوند و دور از هر گونه تحریک بی‌جا و خیال خام، در زمان مناسب، با رضایت و خرسندی به تشکیل خانواده علاقمند می‌گردند و ازدواج می‌کنند

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت15:27توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

خداییش کربلا چه سرزمینی هستش پاتو که از اتوبوس میزاری پایین نگاهت به گمبد ها می افتد دیوانه میشی میفهمی عشق واقعی یعنی چیه...نمیدونم از اون همه زیبایی و مظلومیتها چی بگم آخه اما دلم میسوزه چه زود تمام شد .انشا الله به زودی زود همهتون برید ببینید چی میگم ...

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ

السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَ لِیّاً

وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ

عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً

وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً . . .

+نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت11:52توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

بالاخره بعد از مدتها آرزو امام حسین مارو هم طلبید که بریم پابوسشون...انشا الله ۳شنبه ۲۸/۲/۸۹عازم سفر کربلا هستم ..حلالم کنید ...برای همه مردم ایران مخصوصا رهبر عزیزم دعا میکنم که همیشه سایشون بالاسر ما باشه ....

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت18:33توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم ، دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش رنگ ترین زن هاست را می زند .

 نمی دانید واقعا چه لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوم و می پرسم : آقا ! اینا قیمتش چنده ؟ و فروشنده جوابم را نمی دهد ! دوباره می پرسم : آفا ! اینا چنده ؟ فروشنده که محو موهای مش کرده زن دیگری است من را اصلا نمی بیند ! باز هم سوالم بی جواب می ماند و من خوشحال از مغازه بیرون می آیم .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی مردهایی که به خیابان می آیند تا لذت ببرند ، ذره ای به تو محل نمی گذارند .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی شاد و سرخوش قدم می زنید ، در حالی که دغدغه ندارید که شاید گوشه ای از زیبایی هاتان پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره به نزدیک ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر زیبایی خود را کنترل کنید ، زیبایی از دست رفته تان را به صورتتان بازگردانید و زیبایی خود را جبران کنید .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و ... راه می روید و صد قافله دل کثیف ، همراه شما نیست .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهوت ران نیستید .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی کرم قلاب های ماهی گیری شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می روید ، در حالی که یک عروسک متحرک نیستید . بلکه یک انسان رهگذرید .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی می بینی که می توانی اطاعت خدایت را بکنی ، نه هوایت را .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی می دانی این حجاب چه لذتی برای خدایت دارد .

 نمی دانید واقعا چه لذتی دارد این حجاب .

 خدایا ، این لذت مدام باد .

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت18:30توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

ای نخست وزیر امام ودوران جنگ کجایی؟

                       

                                                                   شهداشرمنده ایم

                  خدایابرعظمت شماشکرکه درردیف دجالان سبرپوش قرارم ندادی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت11:57توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

حجة الاسلام محمد تقی رهبر نماینده مجلس و رئیس فراکسیون روحانیت مجلس ضمن انتقادات تند از وضعیت حجاب در جامعه، مبارزه با بی حجابی را وظیفه دولت دانستند و از گلایه برخی از علمای قم به رئیس جمهور به دلیل بی توجهی به این موضوع خبر دادند.
 به گزارش سرویس جامعه جهان، مهمترین بخش های صحبت ایشان در خصوص حجاب در جلسه انصار حزب الله تهران در ادامه می آید:
 
" * اگر ما اين چند وقت قدري خودداري مي کرديم، به خاطر اين بود که مي گفتيم فتنه گران خفه شوند و از اين فضا خارج شويم. الان روند بدحجابي به گونه اي شده که تبديل به بي حجابي کامل شده است و کار به جايي رسيده است که بعضي از زنان در اتومبيل هايشان روسري را برمي دارند و همين طور در خيابان ها با آرايش هاي تند و آنچناني و لباس هايي شبيه مانکن تردّد مي کنند!

* مدتی بود که نيروي انتظامي برنامه برخورد با مفاسد و اراذل و اوباش و مسائلي را داشت و بالاخره يک ترسي براي هنجارشکنان بود و با آنان برخوردي صورت مي گرفت. من به سردار احمدي مقدم گفتم که شما گشت ارشاد را ادامه دهيد و او در جواب گفت بعضي مقامات گفته اند که ما اين روش را نمي پسنديم و بايد کار
من به سردار احمدي مقدم گفتم که شما گشت ارشاد را ادامه دهيد و او در جواب گفت بعضي مقامات گفته اند که ما اين روش را نمي پسنديم و بايد کار فرهنگي براي جامعه صورت پذيرد. در جواب گفتم که هرکس چنين چيزي گفته است بيجا کرده است و کارش اشتباه است.
فرهنگي براي جامعه صورت پذيرد. در جواب گفتم که هرکس چنين چيزي گفته است بيجا کرده است و کارش اشتباه است. اسلام مي گويد کار فرهنگي انجام دهيد و از آن طرف هم جلوي منکرات را بگيريد. 

*علماي قم فريادشان بلند شده است. آقاي رئيس جمهور که انشاءالله خداوند او را تاييد کند کارهاي خوب بسياري دارند اما علما گلايه شديدي از ايشان کرده بودند؛ چرا در جامعه حجاب لوث مي شود، وضع بعضي از زنان ناجور است، بسياري از دختر و پسرها در دانشگاه ها، فضاي فيلم و سينما، خيابان و پارک اصلا حدود شرعي را رعايت نمي کنند. پس حکومت چه کار مي خواهد بکند؟
 
* اينکه علما يک مقدار عصباني بودند و مدتي هم رابطه حوزه با دولتمردان ضعيف شده بود مربوط به همين گلايه ها بود و اين انتظاراتي است که خدا، پيامبر(ص)، حوزه و علما دارند. ما اينها را به خود آنها خواهيم گفت، از جمله اين بدحجابي ها که مبدل به بي حجابي شده است! آخر اين ده سانت روسري که زنان روي سر مي اندازند و از اين طرف و آن طرف موها بيرون ريخته و يک لباس چسبان مثل رقاصه ها و آرتيست هاي هاليوود، کجايش به حجاب اسلامي مي خورد؟! آن موقع وقتي اعتراض مي کني، مي گويند مشکل ما حالا يک مقدار موي دختران نيست؛ در حالي که بعضي زنان و دختران تمام اندام و سرتا پايشان را بزک و درست کرده و جلوي چشم نامحرم ميآيند!
 
* اينها درکشان از اسلام نادرست است. آن وقت مي گويند بايد کار فرهنگي کنيم و
اينکه علما يک مقدار عصباني بودند و مدتي هم رابطه حوزه با دولت مردان ضعيف شده بود مربوط به همين گلايه ها بود و اين انتظاراتي است که خدا، پيامبر، حوزه و علما دارند . ما اينها را به خود آنها خواهيم گفت، از جمله اين بدحجابي ها که مبدل به بي حجابي شده است!
کار فرهنگيشان هم ساختن هزاران سالن سرپوشيده ورزشي در سراسر کشور براي جوانان است. البته ورزش خوب است و ما هم خوشحاليم اما آيا کار فرهنگي فقط ساختن ورزشگاه است؟ يا اينکه بگوييم ميلياردها ريال بودجه فرهنگي گذاشتيم؟ آيا وقتي که موريانه به جان فرهنگ جامعه افتاده و آن را مي خورد و سمّ مهلکي به جان اخلاق و فضائل شده است نبايد به اين جامعه رسيد؟ مگر اميرالمؤمنين(ع) چگونه حکومت مي کرد؟ ايشان شلاق به دست مي گرفت و مي آمد به بازار و نگاه مي کرد ببیند برخي حرام را حلال نکنند. و کار ايشان فقط اين نبود که در مسجد خطبه بخواند! (کار فرهنگی کند) 

* من مقاله اي در مورد دنياي غرب مطالعه مي کردم، ديدم آنها اگر بي حجاب هستند، اگر زن کارمند يا خانمي که در دانشگاه درس مي خواند بي حجاب است، ديگر آرايش نمي کند! اما شما اگر گذرت به ميدان تره بار يا پاساژي بيفتد، عده اي قابل توجه از زنان را بزک کرده مي بيني که انگار اينها زنان هر جايي هستند! آيا اين برازنده خانواده ها و جامعه نجيب است؟ اينها از کجا سرچشمه مي گيرد؟ يک مقدار از ماهواره ها و مقداري از آن هم از اين فيلمهاي سينمايي است. شما فيلمهاي سر در سينماها را نگاه کنيد مي بينيد که تصوير يک زن و يک مرد کنار هم رنگ و روغن کرده در يک بنر نصب مي کنند! آيا آن چيزي که اسلام گفته درست است که بين زن و مرد نمي تواند حريم و حرمت برداشته شود، يا اين چيزي که مي بينيم؟!

* حالا برخي فقط فکر مي کنند اگر
آخر اين ده سانت روسري که زنان روي سر مي اندازند و از اين طرف و آن طرف موها بيرون ريخته و يک لباس چسبان مثل رقاصه ها و آرتيست هاي هاليوود، کجايش به حجاب اسلامي مي خورد؟! آن موقع وقتي اعتراض ميکني، ميگويند مشکل ما حالا يک مقدار موي دختران نيست و در حالي که بعضي زنان و دختران تمام اندام و سرتا پايشان را بزک و درست کرده و جلوي چشم نامحرم ميآيند!
يک روسري سرشان باشد کافي است! پس آن عشقها، خنده ها و مغازله ها و پشت پرده قضايا چه مي شود؟ اينها را ما با مسئولين صدا و سيما هم در ميان مي گذاريم.
 
* چندي قبل ميراث فرهنگي چادر ملي را به ثبت رساند؛ آيا ما آن را براي کتابها و کاغذ مي خواهيم، مثل سنگهاي تخت جمشيد! اگر اين چادر ملي، چادر ملي است چرا در همان نمايشگاهي که چندي قبل ميراث فرهنگي گذاشته بود اصلاً خبري از چادر ملي نبود؟ و عکسهايي که از آن نمايشگاه به دست ما رسيد ما فکر مي کرديم اصلاً گويي اين نمايشگاه در ايران برگزار نشده است و چرا رييس دفتر يک شخصيت سياسي بايد کنار يک هنرپيشه کذايي بنشيند؟ اينها معنايش چيست؟
* اين را من در نماز جمعه اصفهان هم فرياد زدم و گفتم و باز هم مي گويم. ما نه وامدار کسي هستيم و نه طلبکار و نه نانمان گرو کسي است. اينها انحرافات و اشتباهات است. آدم از اينجا ناراحت مي شود که کساني مثل مارمولک در دستگاه ها نفوذ کنند و براي خودشان طراحي هايي داشته باشند، يک عده هم چشم بسته تسليم حرفهاي اينها بشوند.

* بنابراين کار، کار دستگاه هاي اجرايي است برخورد با بدحجابي و بي حجابي قانون دارد و در همين کشور هم قانون آن تصويب شده است. آن وقت موقعي که صحبت از فرهنگ مي شود مي گويند دولت بودجه ها براي فرهنگ گذاشته و مجلس هم تصويب کرده است. اين بدين معني است که به يک آدمي غذاي زيادي بدهيم و سفره اش را چرب و شيرين کنيم، آن وقت يک مار گزنده به جانش بيندازيم. يا جلوي آن را نگيريم. بايد جلوي آن مار گزنده فتنه و فساد را گرفت.
 
* امروز وضع به گونه اي شده است که بعضي از اين خارجي هاي دشمن که چندي قبل به ايران آمده بودند، زماني که برگشته بودند
وقتي که موريانه به جان فرهنگ جامعه افتاده و آن را ميخورد و سمّ مهلکي به جان اخلاق و فضائل شده است نبايد به اين جامعه رسيد؟ مگر اميرالمومنين(ع) چگونه حکومت مي کرد؟ ايشان شلاق به دست مي گرفت و مي آمد به بازار و نگاه مي کرد ببنيد برخي حرام را حلال نکنند. و کار ايشان فقط اين نبود که در مسجد خطبه بخواند!
در گزارش خود گفته بودند: مثل اينکه وضع ايران و تهران خوب مي شود و کم کم دارد حجابها کنار مي رود(!) و از آن طرف بعضي زنان و مردان مسلمان از بعضي کشورها که براي زيارت و غيره به ايران مي آيند از وضعيت کشور ابراز ناخرسندي ميکنند! اينها واقعاً درد است. آن وقت برخي بگويند ما کاري به اين حرفها نداريم! چطور کاري نداريد؟! 

مسئولين نظارتي و امنيتي مسئوليت دارند و ما اينها را به آنها خواهيم گفت و با کسي رو دربايستي نداريم؛ چرا که اسلام ميراث شخصي نيست که کسي چوب حراج به آن بزند.
 
* عفاف و حجاب قانون شد؛ در دوره مجلس هفتم طرح ترويج فرهنگ عفاف و حجاب تصويب شد و براي کليه ادارات و سازمان ها هم فرستاده شد. ما مي خواهيم اين طرح را از انزوا خارج کنيم؛ چرا که اين طرح تدوين شده و براي 10-15 نهاد ارسال شده است و خيلي روي آن کار شده است و به سفارش خود آقا هم بود و دولت هم موظف است عمل کند و ما در ديدار با رييس جمهور هم از ايشان مي خواهيم که آن را از مسکوت ماندن خارج سازد؛ چون حکومت مسئوليت دارد.

* بهائیت به آسانی در مدارس ترویج می شود. علما در قم و حوزه ها، دانشمندان و دلسوزان نظام نگران هستند. ترويج بهائيت که در زمان طاغوت اصلا جرات نداشت عرض اندام کند الان به حدي رسيده است که دانش آموز در سر کلاس درس ابراز مي کند که من بهايي هستم و کتاب بهائيت را ترويج مي کند! اين موضوعات را گوشزد مي کنيم تا منتشر شود و مسئولين بشنوند و بدانند مشغله هاي روزمره، ما را از اين توطئه هاي فرهنگي بيگانه باز ندارد. 
 
* يکي از راههايي که شيطان و شيطان
بعضي از اين خارجيهاي دشمن که چندي قبل به ايران آمده بودند، زماني که برگشته بودند در گزارش خود گفته بودند: مثل اينکه وضع ايران و تهران خوب ميشود و کم کم دارد حجابها کنار مي رود!
صفتان براي تخريب اسلام وارد مي شوند اين است که انسان را از اخلاق و فضائل خالي کنند که انواع مختلف دارد از جمله فروش سي دي هاي مستهجن در سطح شهر. همين امروز ما در مجمع روحانيون مجلس مطرح کرديم که از فرماندهي نيروي انتظامي و مسئولين امنيتي کشور دعوت شود تا اينکه به ما پاسخ دهند چرا بايد سر خيابانها و ميدانها سي دي هايي که به صورت شفاف روي جلد آن تصوير مبتذل عيان است به فروش مي رسد؟! اما گويي يک عده اي در اين کشور خوابشان برده است و غافلند از اينکه اين موضوعات را دنبال کنند! خوب اين سي دي ها مگر به کجا برده مي شود؟ جز اين است که به خانه ها راه مي يابد و تبعات ناگواري را به بار مي آورد از جمله فساد اخلاقي، همجنس بازي، اعتياد، فحشا و منکرات و در خانه ها بسياري از مفاسد را ايجاد مي کند؟!

* امر به معروف در درجه اول وظيفه به عهده حکومت است. البته وظيفه مردم هم هست ولي وظيفه حکومت سنگين تر است؛ آن هم به واسطه اينکه قدرت در دست حکومت است. پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: «ويل للمومن الذي لادين له» يعني واي بر مؤمني که دين ندارد. مومني که دين ندارد کيست؟ فرود: «الذي لاينهي عن المنکر» کسي که اگر منکرات را در جامعه ديد به آن بي اهميت باشد. يعني به نصف دين ايمان دارد. و به نصف ديگر آن ايمان نياورده است. باز در جايي ديگر امام سجاد(ع) مي فرمايد: کسي که امر به معروف و نهي از منکر نکند مانند کسي است که کتاب را پشت سر خودش پرت کرده باشد. و اينجا مراد از کتاب، کتاب الله است

+نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت20:1توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

اعتراض جمعي از دانشجويان به بدحجابي‌هاي موجود در دانشگاه تهران
جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران با صدور نامه‌اي خطاب به فرهاد رهبر نسبت به بدحجابي‌ها موجود در اين دانشگاه اعتراض کردند.

به گزارش فارس متن نامه جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران خطاب به فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران در اعتراض به بدحجابي و هنجارشکني‌هاي اخلاقي موجود در اين دانشگاه به شرح ذيل است؛

جناب آقاي دکتر فرهاد رهبر، رياست محترم دانشگاه تهران؛
آنچه اينک پيش روي شماست، رنجنامه‌اي است از سوي جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران در اعتراض به از بين رفتن فضاي مناسب براي تحصيل و خلاقيت علمي، که بوسيله رفتار برخي از دانشجويان، در شکستن حريم‌ها و هنجارهاي اخلاقي و آداب اجتماعي، پديد آمده است و اکنون اين چند کلام را خطاب به جنابعالي تنظيم نموده‌ايم تا اتمام حجتي باشد با شما و تمام مسئولين ذيربط.

جناب آقاي دکتر فرهاد رهبر؛
دانشگاهي زاينده علم و پويا خواهد بود که برخوردار از فرهنگي سالم و محيطي آرام و بانشاط براي تحصيل علم و انجام پژوهش‌هاي علمي باشد و نمي‌توان با رفتارهاي هنجارشکنانه که نتيجه‌اي جز درگيري ذهني و عاطفي دانشجويان با مسائل مبتذل ندارد، چنين محيط سالمي را پديد آورد.

هم‌ اکنون وضعيت فرهنگي موجود در دانشگاه تهران از اين جهت بسيار اسف‌بارتر از آن چيزي است که از يک دانشگاه انتظار مي‌رود؛ البته اين وضعي است که پيشينيان به وجود آورده‌اند وليکن اگر هم اکنون شما به داد دانشجو، دانشگاه و محيط علمي نرسيد، روزي فرا خواهد رسيد که از عدم تحرک‌تان حسرت خواهيد خورد "وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ في‏ غَفْلَةٍ " (مريم/39)

رياست محترم دانشگاه تهران؛
انتظار به حق و به جاي دانشجويان دانشگاه تهران از شما و ساير مسئولين، کار مناسب فرهنگي و بيان و ترويج ارزش‌هاي والاي انساني است؛ ولي کار فرهنگي منافاتي با برخورد قانوني با مظاهر علني فساد و بي‌بندوباري ندارد و هرگز نمي‌تواند به عاملي براي توجيه بي‌تفاوتي و بي‌توجهي مسئولين تبديل گردد!

البته ما، دانشجوياني را که از حجاب خوبي برخوردار نيستند، متهم به فساد نمي‌کنيم، ولي بي‌ترديد چنين رفتارهايي منشاء مفاسدي براي ساير دانشجويان است؛ گاهي با افرادي مواجه مي‌شويم که محيط دانشگاه را با عشرتکده اشتباه گرفته‌اند! اين عده قليل نه به قانون احترام مي‌گذارند نه به عرف جامعه علمي و دانشگاه. يقينا اگر با اينان برخورد مناسب صورت نگيرد، به فساد خود ادامه داده، محيط اطراف خود را نيز به گناه وتباهي مي‌کشانند.

جناب آقاي دکتر رهبر؛
دغدغه ما واژگونه شدن کرامت انسان و ريخته شدن قبح و حرمتِ گناه و فساد است و آنچه جاي بسي تامل، تاسف و ناراحتي است نه فقط اين پديده بي‌غيرتي و بي‌عفتي، که تساهل و تسامح شما مسئولين در اين مساله ساده انساني است! مگر احکام اسلامي جز براي زندگي آرام و بانشاط افراد جامعه است؟! مساله اصلي ما اين است که "حدود الله منقوضه و انتم لاتفزعون ".

و در اين زمينه، همه خواسته ما از شما و مسئولين ذيربط اين است که ضمن برخورد صحيح قانوني و قاطع با اين افراد، که عليرغم تعداد اندک‌شان، خسارتي بس سنگين براي جامعه دانشگاهي‌اند، بيش از اين اجازه اشاعه فحشا را در محيطي که بايد منشا علم و ايمان باشد، ندهيد و به عنوان حسن ختام، قسمتي از بند "م " وصيت‌نامه سياسي الهي امام(ره) را يادآور مي‌شويم:
"بايد همه بدانيم که آزادي به شکل غربي آن، که موجب تباهي جوانان و دختران و پسران مي‏شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبليغات و مقالات و سخنراني‌ها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح کشور حرام است. و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است. و از آزادي‌هاي مخرب بايد جلوگيري شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير ملت و کشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است به‏طور قاطع اگر جلوگيري نشود، همه مسئول مي‏باشند. و مردم و جوانان حزب‌اللهي اگر برخورد به يکي از امور مذکور نمودند به دستگاه‌هاي مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهي نمودند، خودشان مکلف به جلوگيري هستند. خداوند تعالي مددکار همه باشد ".

+نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت10:45توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

1-بهتر مى‏توانند مقام و منزلت و ارزش وجودى خودشان را دراجتماع محفوظ بدارند،و خويشتن را از معرض ديد چشمهاى بيگانگان‏نگه دارند

-بانوان با رعايت پوشش اسلامى بهتر مى‏توانند مراتب‏وفادارى و علاقه خودشان را نسبت‏به همسرشان باثبات رسانند و درآرامش و صفا و گرمى خانواده كمك نمايند و از بوجود آمدن بدبينى واختلافات و مشاجرات جلوگيرى بعمل آورند.و در يك كلام،بهترمى‏توانند دل شوهر را بدست آورند و جايگاه خويش را تثبيت نمايند.

3-با رعايت‏حجاب اسلامى جلو چشم چرانيها و لذتجوئيهاى‏غير مشروع بصرى مردان بيگانه را ميگيرند و بدين وسيله از اختلافات وبدبينيهاى خانواده‏ها مى‏كاهند و به استحكام و ثبات و آرامش آنها كمك‏مينمايند.

4-با رعايت پوشش اسلامى بهترين كمك را به نسل جوان ومردان مجردى كه امكان ازدواج ندارند انجام ميدهند و از فسادها و انحرافها و ضعف اعصابهاى جوانان كه نتائج‏سوئش در نتيجه عائد خودبانوان خواهد شد جلوگيرى ميكنند.

5-اگر همه بانوان حجاب اسلامى را كاملا رعايت نمايند،هرزنى كه همسرش از منزل خارج ميشود اطمينان دارد كه در برابر بد حجابيهاو طنازيها و خودنمائيهاى زنان كوچه و بازار قرار نميگيرد-تا دلش راببرند و از محبت و علاقه‏اش نسبت‏به خانواده بكاهند.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت12:47توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

آهو خیلی خوشگل بود . یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.

حاکم پرسید : علت طلاق؟

آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.

حاکم پرسید:دیگه چی؟

آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی , تو مثل مانکن ها می مونی.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟

الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟

الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.

حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.
 

نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه : مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند.

  

+نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت15:52توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

1_‌ استغاذه؛ یعنی پناه بردن به خداوند از شر شیطان و گفتن " أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم".
انسان وقتی خدا را شناخت و دریافت که خدا هم قدرت بی پایان دارد و هم نسبت به انسان از پدر و مادرش مهربان تر است،‌ و با این احساس از شر شیطان به خدا پناه برد،‌ خداوند نجاتش می دهد و دماغ شیطان را به خاک می مالد.
قرآن می فرماید:‌ " و أما نیزغنّک من الشیطان نزغٌ فاستعذ بالله إنّه سمیع علیم؛ اگر انگیزش و وسوسه ای از شیطان تو را برانگیزد،‌ پس به خدا پناهنده شو که او شنوای دانا است".[1]
2_ بسم الله گفتن؛ مداومت به گفتن بسم الله در آغاز هر کاری به انسان القا می کند که استعانت فقط به درگاه خدا شایسته است،‌ و در هیچ امری غیر حق دخیل نیست. طبیعی است وقتی چنین عمل کند، دیگر جایی برای وساوس شیطان لعین باقی نمی ماند. رسول خدا(ص) فرمود: "وقتی سفرة غذا را می گسترانند، چهار هزار فرشته دور آن جمع می شوند. اگر بنده " بسم الله الرحمن الرحیم" گفت،‌فرشتگان می گویند: خدا بر شما و غذایتان برکت فرستد و به شیطان خطاب می کنند که بیرون رو، ای فاسق، تو را بر ایشان سلطنتی نیست. و اگر بسم الله نگفت فرشتکان به شیطان می گویند: بیا، ای فاسق و با این ها همغذا شو".[2]
3_نماز، یکی از عوامل دفع و رفع شیطان که در مبارزه با او سلاح تیز و برّانی محسوب می شود نماز است.
نماز اگر با آداب و شرایط آن اقامه شود، نمازگزار را به عالَم پاکی و قداست بالا برده و غُل و زنجیر دنیا و دام های شیطان را از پای او پاره می کند. قرآن می فرماید: "با نماز و روزه از خدا طلب یاری کنید".[3]
4_روزه؛ روزة حقیقی باعث می شود وسوسه و نیزنگ های شیطان از مملکت دل بیرون رود.
روزی پیامبر(ص) به یاران خود فرمود: آیا شما را به چیزی آگاه نکنم که اگر شما آن را انجام دهید،‌ شیطان از شما دور می گردد، همچون دوری شرق از غرب؟ عرض کردند:‌ بله یارسول الله. حضرت فرمود: روزه. روزه صورت شیطان را سیاه می کند.[4]
5_استغفار و توبه: وقتی انسان از کارهای زشت و خلاف خویش توبه کندو از خداوند بخواهد که گناهانش را بیامرزد و تصمیم بگیرد که دیگر گناه نکند،‌ ضربة‌ بزرگی بر شیطان وارد می شود. پیامبر(ص) فرمود: "ولاستغفار یقطع و تینه؛ طلب آمرزش و بخشش از خدا رگ دل شیطان را قطع کرده و بند دلش را پاره می کند".[5]

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت13:57توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

 

گفتم حواس جمع! چون می‌دانم اگر نکته‌ای که می‌خواهم برایتان بگویم را بخوانید، در هوا شکارش می‌کنید.

امروز شما مهمان حضرت جان، امیر مومنان، علی علیه السلام هستید. برایتان روایتی آورده‌ام و می‌دانم که به جان خواهید شنید و بهره خواهید برد.

روزی حضرت علی علیه‌السلام داشتند از کوچه‌ای می‌گذشتند که نگاهشان به مردی افتاد که کنار دیوار نشسته و دارد آفتاب می‌گیرد و با خود حرفهای بیهوده می‌زند.

البته این را باید اضافه کنم که آن بنده‌ی خدا بد و بی‌راه نمی‌گفتند. بلکه مثل همه ما که گاهی اوقات یک چیز لقلقه  زبانمان می‌شود، حرفی آن‌گونه می‌گفته است.

جانم برایتان بگوید که تا امیر مومنان این صحنه را دید، دلش طاقت نیاورد که دست این آقا را نگیرد و آگاهش نکند. آخر ایشان از «خاندان رحمت و کرم» هستند.

امام رو به مرد کرد و مهربانانه به او گفت: آیا خبر داشتی که تو توسط کرام الكاتبین هر آن داری نامه‌اى به پروردگار عالم می‌نویسی؟! آیا خجالت نمى كشى، که در نامه تو این حرفها (یا به قول خودمان این چرت و پرتها) باشد؟

 بله دوستان، تمام آنچه از دست و زبان ما سر می‌زند بسان نامه‌ای، نوشته شده و به پیشگاه الهی عرضه می‌شود. سوال اینجاست که اگر قرار باشد انسان نامه‌ای به بزرگترین پادشاه دنیا بنویسد، چه حرفهایی در آن می‌زند؟ با چه ادبیات و لحنی؟

جالب اینجاست که در روایتهای متعدد آمده است که دوشنبه و پنجشنبه هر هفته، نامه‌ی اعمال انسانها را به نظر امام عصر علیه‌السلام مى‌رسانند. اما خیلی‌ها در روی این کره خاکی هستند که اصلا امام زمان را نمی‌شناسند و شاید امام هم چندان از این بابت دلش نگیرد. ولی مطمئناً از اینکه مسلمانی؛ شیعه‌ای؛ همین‌ها که ادعای انتظارشان می‌شود؛ من

و شمایی که «اللهم عجل فرجه» می‌خوانیم، نامه سیاه باشد، دلش می‌شکند. و شاید این زبان حال آن عزیز باشد، آنگاه که پرونده ما به دست ایشان برسد:

هر کس به طریقی دل ما می‌شکند
بیگانه جدا دوست جدا می‌شکند
بیگانه اگر می‌شکند حرفی نیست
من در عجب دوست چرا می‌شکند

 البته با احترام به ساحت همه شما عزیزان، درک این نکته و رعایت آن به شعور است نه شعار ! و ادب، حاصل بینش و آگاهی است. از این رو هرچه آدمی، پروردگار متعال و موالیانش را بیشتر و بهتر بشناسد، کرنش و ادبش فزونتر خواهد شد. از این رو بوده که در سیره پیامبران و امامان و بزرگان، کارهایی دیده می‌شود که به ظاهر شگفت می‌آید اما همه از این مقالند.

شاید شما هم شنیده باشید داستان آن عارف را که هیچ گاه در عمر خود برای خواب و استراحت دراز نکشید و گفت: مگر «آدم» در پیشگاه خداوند تبارک پایش را دراز می‌کند؟!

او کسی بوده که همیشه خود را در حضرت باری تعالی می‌دیده است. یعنی چشم او به این آیه‌ی زیبا گشوده شده بود که «فَاَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ الله»2

البته این داستان، لطیفه‌ای بود برای بیان رابطه ادب و معرفت. نه اینکه الگویی برای دیگران باشد. چرا که الگوی تمام بشریت معصومان علیهم السلام و به ویژه حضرت پیامبر اکرم که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد هستند.

پس بیایید از همین لحظه حواسمان را جمع کنیم تا یادمان نرود که این فرشته‌ی بنده خدا همین طور دارد هر چه از ما سر می‌زند را برای خدا به امضای ما می‌نویسد و می‌فرستد!

حواسمان را جمع کنیم که نامه‌ای به خدای مهربان و امام زمان عزیز بنویسیم که در خور یک مسلمان؛ یک شیعه و یک منتظر باشد.

اللهم اغفر لنا و ارحمنا

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت11:32توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

عید سعید مبعث

را به شما عاشقان امامت و ولایت تبریک عرض مینمایم...

در حفظ اسلام ناب محمدی بکوشیم...

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت17:25توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

اينچنين پرده برانداخته اي يعني چه؟------------- موي خود بر کمر انداخته اي يعني چه؟
باورت نيست که زن حجب و حيا مي خواهد؟---- دامني پاک چو گل هاي خدا مي خواهد؟
گوهري که صدفش نيست، شود سرگردان ------ صيد گردد به کف و توطئه ي دلالان
بي حجابي هنري نيست، شوي بي فرهنگ---- عاقبت بر چمن بي هنران بارد ننگ
عاري از جامه بگويد چه کتابي دارد؟------------- قامت لخت، قيامت چه جوابي دارد؟
سفره ي تن ز چه روباز نمودي اي زن؟---------- ز چه تقديم نمائي به شغال آن دامن؟
چيست آشغال فرنگي به لبت مي مالي؟------- ز چه تقليد کني از مدل تو خالي؟
تو مگر حجره زدي ، گوشت فروشي داري؟------ ز بنا گوش چه بر رهگذران مي کاري؟
ساق پاهاي تو حراج چرا گرديده؟---------------- چشم ناپاک ز آرنج فراتر ديده
خشکسالي مگر از پارچه ي مانتو خورده؟------- يا که خياط زبهر کفن خود برده؟
يقه ي مانتو چرا پنجره اش باز آمد؟-------------- مرمر سينه مگر مايل پرواز آمد؟
پاچه ورمال شدي خشت مگر مي مالي؟-------- يا به بازار محبت به پي دلالي؟
اينکه امروز جواني و کني بد مستي------------- ته آزاد رهت هست عذاب و پستي
رخ زيبا که نيازش به گريسکاري نيست---------- مصرف روژ و گريس عاقبتش بيماريست
گوهري باش ولي در صدف و پوشيده------------ زرشناس آيد و جايت بدهد بر ديده
گُل خلقت، شرف خويش به حراج مده----------- به گرازي که کمين کرده به تاراج مده
هدفِ خلقتِ سرکاره هوسبازي نيست---------- به خدا خالق از اين بندگي ات راضي نيست
تو مگر سکه ي خواري که به ره افتادي؟--------- يا مگر کمتر از آن باميه ي قنادي؟
باميه، روي بپوشيده ز آفات و مگس------------- تو چرا لخت شدي در پي شيطان هوس؟
کمکمک پرده دريدن ز تن گل آمد----------------- هدف(شارون و صهيون) به تکامل آمد
آنچه شد بر همگان مايه ي رنج و حيرت--------- اينکه فرهنگ در اين جامعه شد بي غيرت
هر چه ما مي کشيم از پوچي فرهنگ آمد------ بر سر سرو اصالت ز هوا سنگ آمد


+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت17:2توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

 اسلام تنها دینی است که اهمییت و احترام زیادی به بانوان میگذارد من هم میخواهم به چند نکته اشاره کنم.

دخـتـران جـوان اگـر بـه سعادت خویش علاقه مند باشند باید از خودآرایی و خودنمایی در برابر مردان نامحرم خودداری کنند.

به تجربه , دیده شده که دختران ناآگاه و ضعیف النفس بیشتر به خودآرایی و خودنمایی می پردازند و سعی دارند که ظاهری دلفریب از خود نشان دهند و از توجه به شخصیت واقعی و باطنی خود و کمالات روحی غفلت ورزند.

غفلت از یاد خدا و ورود به گناه کم کم زمینه را برای انحطاط و ابتذال آنها فراهم می سازد.

حـجـاب ارزشـی اسـت که رعایت آن به دختر, پاکی و سلامتی می بخشد, او را همچون گوهری درون صدف از شر آفتها, وسوسه ها و آلودگیهامصون نگاه می دارد و به خدا نزدیک می گرداند.

کسانی که به بی حجابی و بدحجابی دست می زنند, اکثرا نمی اندیشند و تعقل نمی کنند و تنها آلت دست وسوسه های نفسانی خود قرارمی گیرند.

خودنمایی و خودآرایی در صحنه اجتماع به شخصیت عفیف زن لطمه وارد می سازد.

بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعایت نمودن حریم بین محرم و نامحرم به او اصالت می بخشد و او را در دیدگان همه قابل تعظیم و احترام می گرداند.

حجاب در واقع , مصونیتی است برای دختر جوان که او را از فروریختن شخصیت , نجات می بخشد و از طرفی پسران جوان را از خطر انحراف باز می دارد.

در جـوامـعـی کـه بـی حـجابی را ترویج می کنند, دختران بازیچه دست قدرتهای استعمارگران می شوند, بطوری که از استواری شخصیت و تقدس وعفتی که شایسته یک دختر پاکدامن و عفیف است تهی می شوند.

تـجربه نشان داده است که مراعات حجاب در میان دختران موجب حراست و سلامت روحی و نیز موفقیت آنان در زندگی آینده است .

عـفـت و حیا در زندگی انسان به قدری اهمیت دارد که پیامبررمی فرمایند: الحیا هو الدین کله , حیا تمام دین است .

وامام صادق (ع ) می فرمایند: لا ایمان لمن لا حیا له , کسی که حیاندارد, ایمان ندارد.

استفاده از لباسهای تنگ و عریان نمودن بخشی از بدن و در معرض دید نامحرم قرار دادن , علاوه بر مضرات بهداشتی آن , عفت و حیای دختر راخدشه دار می سازد و مقدمات دوری از مبدا آفرینش را فراهم می آورد.

دخـتـر جـوان بـا رعایت حجاب , خود را به خدا نزدیک می کند, زیرا به کمک آن , امنیت و آرامش می یابد و افراد هرزه و لاابالی و منحرف را ازنگاههای آلوده محروم می سازد.

دخـتـرعفیف و پاکدامن , فطرتا از این که به دیده شهوت آلود و هوس انگیز به او نگریسته شود در رنج و ناراحتی است و اگر دختری این خصوصیت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد که بخشی از مـوی خـودرا نـامـحـرم بـبـیـنـدو هـمـچـنین از آن که مورد بهره برداری چشمهای آلوده و هوس انگیزقرار گیرد, رنج و نفرتی احساس نکند, باید بداند که از فطرت سالم خود فاصله گرفته اسـت و با آلودگی نگاههای بیگانه , خو پیدا کرده و به سراشیبی سقوط و فساد نزدیک گردیده و ارزشهای انسانی را از دست داده است .

از طـرفـی دخـتری که حریم حجاب را رعایت کند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد, همچون گوهری با ارزش در درون صدف , ارزش و احترام خود را در نزد همگان افزایش داده و از ابتذال در امان مانده است .

پـسـران جوان نیز هر چند لاابالی و بی بندوبار باشند, باز در عمق روح خود برای دخترانی , ارزش قـائلند که در دسترس و پیش پا افتاده و بی بندوبارو بزک کرده نباشند و در درون خود این گونه دختران را می ستایند.

عـفـت و حیا از خصوصیات فطری آدمی است , چرا که نظام آفرینش برای پاسداری و نگهداری از ایـن گـوهـر گـرانبها و ارزشمند و همچنین برای حفظ مقام و موقعیت زن , زیبایی اش را در این می بیند که او, همچون گوهری قیمتی درون صدفی از هر گرد و غبار و آفات و آلایشی و به دور ازدسـتـرس این و آن باشد, چرا که شئ قیمتی را معمولا دور از دسترس همگان در یک جای امن نگهداری می کنند, ولی وسائل کم ارزش همیشه جلو دست و پا است .

بـیـشـتـر بـانوان به تجربه دریافته اند: زمانی که زن از درون این صدف قیمتی خارج شده , لطمه بـزرگی به شخصیت والای خویش و جامعه وارد ساخته و همواره در اجتماع , موجب سؤ استفاده مردان پست و هرزه و نیز مایه لعن و طعن و تحقیر اکثر مردم واقع شده اند.

دختری که زیور خود را تنها در کانون گرم خانواده بپوشد ودر بیرون از خانه و اجتماع با متانت و وقـار و پـوشـیـدگـی ظاهر شود, هم در بین اعضای خانواده عزیز و گرامی است و هم در چشم دیگران ارزشمند.

اگـر دخـتـری پـا را از حـریـم عـفـت و حـجاب بیرون بگذارد نه تنها اولین ضربه را به زندگی خـانـوادگـی خود فرود آورده , بلکه گناه بزرگی را مرتکب شده است و نسل جوان پسر را که در آیـنـده بـه حـال خـود و اجـتماع مفید خواهند بود, در معرض تباهی و سقوط قرار داده است و با انحراف آنان , ضربه ای مهلک به آینده جامعه خود خواهد زد.

تـجـربه های تاریخی گذشته به ما نشان داده که دشمنان ملتها هرگاه که خواسته اند نسلی را از درون تـهی کنند و سرمایه کشوری را غارت نمایند وذخیره ها و گنجینه های آن کشور را به یغما ببرند, از این راه وارد شده اند.

وقـتـی رضاخان توسط انگلیس بر ایران مسلط شد, یکی از ماموریتهایش این بود که کشف حجاب کند.

آتاترک هم که عامل بیگانه در ترکیه بود همین سیاست را در پیش گرفت .

در الجزایر نیز به همین حیله متوسل شدند.

البته باید هوشیار بود که در هر زمان , شکل این توطئه فرق می کند.

در این زمان ممکن است از طریق زور و قلدری وارد نشوند, بلکه با حیله ها و فریفتن نسل نو, تحت عـنـوان تجدد و تمدن و علم و عناوین ظاهرفریب دیگر, کاری کنند که نسل جوان با رضا و رغبت پذیرای این بدحجابی شود .

+نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت20:28توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

سؤال:اگر از دلايل پوشش زنان درجامعه اسلامي اين باشد كه عدم پوشش زنان باعث تحريك جنس مذكرشده واين تحريك باعث سلب مصونيت فردي وخانوادگي و اجتماعي زن در جامعه مي شود ما مي توانيم مانند جوامع غربي با اشاعه بي حجابي و عريان گري اين حساسيت و تحريك پذيري را از مردان گرفته و بدون اينكه زن را به حجاب وادار كنيم اين مصونيت را براي او ايجاد كنيم . بدين معنا كه بدن زن ديگر باعث تحريك مردان نشده و عريان بودن زنان براي مردان امري عادي خواهد شد.؟؟؟؟؟

جواب:اين سخن، سخن بسيار جالبي است و گاهاً ديده شده كه عده اي از دوستان روان شناس و جامعه شناس ما نيز بدان اشاره هايي كرده اند .

اگر ما به موضوع از منظر ديگري نگاه كنيم خواهيم ديد كه اين نظريه ؛ نظريه ويرانگري است  .

در مباحث جنسي يك پديده اي تعريف مي شود به نام « آستانة رضايتمندي جنسي» كه بسياري از روان شناسان بدان التفات و توجه ويژه اي داشته و ريشة بسياري از اختلافات خانوادگي را در آن جستجو مي كنند  .

در دين مبين اسلام هم بدين امر توجه زيادي شده و از حقوق متقابل بين زن ومرد همين امر محسوب شده و از وظايف هر يك از طرفين بر شمرده شده است .

بالا بردن «آستانة رضايتمندي» خود به عنوان يك فاجعه به شمار ميآيد كه دامن فرد، خانواده واجتماع را يك جا آلوده مي سازد .

بهترين و كاراترين مكانيزمي كه ميتوان براي كنترل اين آستانه برشمرد  پوشش زن و كشش جانبي حاصل از پوشش است . شايد بتوان ادعا كرد يكي از مواردي كه اسلام عمد به حريص كردن داشته وباتوجه به« الانسانُ حريصً الي ما منع » ازديدن بدن زن منع كرده همين مورد است تا اين سطح رضايتمندي را در حد نرمال نگه دارد .

توضيح مطلب اين كه : در« رضايتمند ي جنسي مردان» 2مرحله كلي مي توان در نظر گرفت :

1)تحريك جنسي و لذت بصري كه با ديدن اندام و بدن زن حاصل ميشود (توجه به اين نكته لازم است كه از نظر فيزيولوژيكي وآزمايشكاهي بيشترين تحريك پذيري در مردان از راه ديدن و قوه باصره است ولي در زنان اين تحريك پذيري بيشتر از راه تماس و حس لامسه و همچنين شنوايي حاصل ميشود )

2)ارضاء جنسي كه با وصول و آميزش حاصل مي شود .

ما با عريان گري و نمايان ساختن بدن زن بر مرد و عادي كردن اين مسئله در حقيقت مرحله اول از« رضايتمندي» را از مرد گرفته ايم و« آستانه رضايتمندي» او را بالاتر  برده ايم ؛ در اين هنگام مرد براي رسيدن به آن «آستانه» دست به دامن آميزش هاي خشن و در مراحل بعدي با پناه بردن به ديدن تصاوير و فيلم هاي مستهجن سعي در كسب «رضايتمندي جنسي» و ارضاءكامل اين غريزه خدادادي بر مي آيد .در اين هنگام ما مشاهده مي كنيم باز« سطح رضايتمندي» بالاتر و بالاتر مي رود . اينها همه باعث تزلزل در اركان خانواده و از بين رفتن محبت وعلاقه شده و اين فاجعه عظيمي است كه ذهن تمامي مصلحان اجتماعي و مشاوران امور خانواده را به خود مشغول داشته است .

اما مسئله به همين جا ختم نميشود و مرد براي رسيدن به« مطلوب» از محيط خانواده پارا فراتر نهاده و در تأسف انگيز ترين مرحله مرد دست به همجنس بازي زده و براي رسيدن به «آرامش جنسي» از زن رويگردان مي شود و اين بزرگترين ضربة روحي- رواني وحتي جسمي - جاني را بر پيكر مقدس زن وارد خواهدكرد و پيرو آن از هم پاشيدگي خانوادگي و لجام گسيختگي جامعه از حتميات خواهد بود كه از آن هيچ گزير و گريزي نخواهد بود  .

جلوگيري از همين مرحله است كه علومي مانند جامعه شناسي و روان شناسي  را بوجود آورده و تمامي مكاتب و« ايسم» ها به همين خاطر بوجود آمده اند .

توجه به اين نكته نيز لازم است كه اسلام با تشريع  پوشش براي زنان و تفاوت قائل شدن بين خلوت و جلوت  بنا دارد تا  جنس زن  در خلوت جذابيت و افسونگري بيشتري براي همسر خود داشته باشد و از اين راه به افزايش محبت و گرمي كانون خانواده كمك كند .

اين دين مبين اسلام است كه اصل عقلائي« پيشگيري مقدم بر درمان است» را سر لوحة بسياري از اوامر و نواهي خود قرار داده است هر چند نگريستن به اين مطالب از منظر تعبد بسيار زيباتر و دل انگيز تر خواهد بود چه اينكه حق بندگي اورا نتوان به جاآورد الا به تبعيتي بنده وار از فرامين او .(اي باد كه چنين باد )

« اَللّهُمَ وَفِقْنا لِما تُحِبُّ وَتَرْضي »

+نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت20:22توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

جهان در تپش آمدنت به لرزه درآمده است.

بادها پراكنده در هر سو، ستم‌باره‌هاي خويش را بر دوش مي‌كشند.
اهل زمين، ثانيه شمارها را مرتب نگاه مي‌كنند.يك منجي، فقط يك منجي است كه مي‌تواند آنها را از درد و رنج و غم خلاصي بخشد.درختان گيسوان پريشان خويش را فصل به فصل به دست زمان مي‌سپارند تا زردي و سرماي زندگي را به ساعت سرسبزي جوانه‌هايشان برساند.دل‌ها در غربت خاك، غريبه و تنها جان مي‌دهند.ماهيان قلب‌ها خشك‌سالي محبت و مهرباني را تاب نمي‌آورند.چشم‌ها چشمه‌هاي خشكي شده‌اند كه كمتر به اشك شوق مي‌انديشند كه گريه‌هاي فراق، آنان را امان نمي‌دهد.تشنگي بر اعماق و ريشه اين ديار نفوذ كرده و تنديس‌ها تاب ايستادن را بيش از اين ندارند. كشتي‌هاي عدالت و انصاف در هياهوي بي‌امواج صدايشان به گِل نشسته‌اند و ناخدايان خدانشناس، هنوز در ادعاي حق‌طلبي خويشند.هر روز كه عرش از صداي ضجه ستم‌ديدگان به لرزه درمي‌آيد، زمين، چهار ستونش فرو مي‌ريزد.لرزش بر اندام آدميان افتاده.قدم‌هايشان سست شده، ايستاده‌اند؛ اما غبارهايي را مي‌مانند در هوا.هستند؛ ولي گويي كسي جز خودشان نيست!
نيستند؛ ولي چنان در خويش حل شدند كه گويي هستي، جز آنها نيست.
خندانند؛ ولي در اعماق روح خويش چيزي ندارند جز اشك و عذاب.
گريانند؛ ولي نمي‌دانند بهانه اين همه سختي و اشك چيست؟!
فضا، زمين، زمان، آسمان، دريا، انسان و هر آنچه در هستي است، در خلاءي عظيم غوطه‌ور است. همه چيز در حال غرق شدن است. همه چيز در حال از بين رفتن است.
همه چشم به نجات دهنده‌اي دوخته‌اند كه دست‌هاي رها و خالي را بگيرد و از اين فضاي در حال سقوط نجات بخشد.سخت است؛ سخت است هر روز چشم بگشايي و خورشيد را ببيني كه طلوع كرده، بي‌آنكه خبري از آمدن تو آورده باشد.سخت است هر روز به سرخي غروب بكشاني و در تيرگي شب فرو روي، بي‌آنكه به آرامشش دست‌يابي.سخت است تا آخر هفته روز شماري كني و روز هفتم بلند شوي و باز هم هيچ كس را در آن سوي جاده نبيني.سخت است پنجره را باز كني و به دور دست‌ها خيره شوي و هيچ چيز جز چشم‌هاي منتظر كاج‌ها نبيني.جاده‌هاي كشيده شده تا آن طرف انتظار. چشم‌هاي خيره شده به روبه‌رو ....
پنجره‌هاي گشوده شده، فريادرسي را مي‌خواهد كه خواب ستم و بي‌عدالتي را بر آشوبد.
سواري را مي‌خواهد كه منتظرانش او را از پشت شيشه‌هاي به شوق آمده، ببينند.
جهان تو را مي‌خواهد.

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت10:29توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

مستر همفر جاسوس انگلیسی
وی که در کشور های اسلامی سال های زیادی از طرف انگلیس برای محو اسلام جاسوسی کرده است، می گوید:« با این بیان که حجاب را خلفای بنی عباس درست کرده اند و یک برنامه ی اسلامی نیست، باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر بیرون کشید، پس از آنکه زنان را از چادر بیرون آوردیم باید جوانان را به عشق بازی با زنان تشویق کنیم و فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهیم. لازم است زنان غیر مسلمان بدون حجاب ظاهر شوند و آنها را الگو نمائیم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند»

کنت دمارانش
او رئیس سابق جاسوسی فرانسه ، مشاور شخصیت هایی چون شارد دوگل، هنری کیسنجر، رونالد ریگان، پمپدو، ژیسکار دستن و ... بوده است.
او به ریگان رئیس جمهور سابق امریکا می گوید:« شما نمی توانید با یک عقیده به وسیله ی تانک و هواپیما مبارزه کنید شما باید با هر عقیده ای به وسیله ی عقیده بجنگید. این بار دشمن ما مذهب است اصول گرایان تا زمانیکه یکی از اعضای مخالفشان زنده مانده باشد احساس آرامش نخواهند کرد »

دیوید کیو (مامور سازمان سیا )
« مهترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم »

میشل هولباک نویسنده فرانسوی
« جنگ بر ضد اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد، فقط با فاسد کردن آنان می توان به این پیروزی دست یافت، پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامن کوتاه بریزیم »

 

* ولی ما جوانان در جواب این دشمنان ایران خواهیم گفت :

              

حجاب ایرانی هیچ وقت کنار نخواهد رفت تا زمانی که ایران زنده است

 

  

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت19:41توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |

* آقا امام رضا (علیه السلام) : مال از راه حرام زیاد نگردد جز با پنج صفت: 1- بُخل شدید که نه حقوق و وجوهات مال را می دهد نه به فقراء کمک می کند 2- آرزوی دراز 3- حرص و طمع فراوان 4- قطع رحم از دوستان و خویشان 5- ترجیح دادن دنیا بر آخرت.            نصایح صفحه 230

--------------------------------------------

* آقا امام رضا (علیه السلام) : هر که در مجلسی بنشیند که در آن معارف ما اهل بیت و ذکر ما زنده می شود در روزی که قلبها می میرد قلب او نخواهد مُرد.         بحار الانوار جلد 49 صفحه 90

-----------------------------------------

* آقا امام رضا (علیه السلام) : خدای متعال در کتابش امر به سپاسگذاری از پدر و مادر و خودش را داده است پس هرکه از پدر و مادرش سپاسگذاری نکند از خداوند سپاسگذاری نکرده است و همچنین خدای متعال در قرآن مردم را امر به نماز فرموده و پرداخت ذکات را هم همپایۀ آن قرار داده پس کسی که نماز می خواند ولی خمس و ذکات مالش را نمی پردازد نمازش مورد قبول درگاه الهی نخواهد شد.    عیون اخبار الرضا جلد 1 صفحۀ 196   

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت19:1توسط مهدی | <سایت خادمان قزوین> |